شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن


شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن

معرفی خطوط حمایت و مقاومت

خطوط حمایت و مقاومت یکی از پرکاربردترین مفاهیم در تحلیل تکنیکال در بازار فارکس است. به اندازه کافی عجیب به نظر میرسه که هر کس ایده خود را در مورد نحوه اندازه گیری حمایت و مقاومت دارد. بیایید ابتدا نگاهی به اصول اولیه بیاندازیم، به نمودار بالا نگاه کنید. همانطور که می بینید، این الگوی زیگزاگ راه خود را بالا می برد. هنگامی که قیمت به سمت بالا حرکت می کند و سپس بازگشتی انجام می دهد، بالاترین نقطه ای که قبل از بازگشت به آن رسیده الان خط مقاومت شده. سطوح مقاومت نشان می دهد که کجا فروشندگان مازاد وجود خواهد داشت. وقتی قیمت دوباره به بالا ادامه می‌دهد، پایین‌ترین نقطه‌ای که قبل از شروع مجدد به آن رسیده‌اید حالا خط حمایتی شده است. سطوح پشتیبانی نشان میده که کجا خریداران مازاد وجود خواهد داشت. به این ترتیب، مقاومت و حمایت به طور مداوم با بالا و پایین رفتن قیمت در طول زمان شکل می‌گیرد. برعکس در طول یک روند نزولی صادق است. در ابتدایی ترین روش، معمولاً حمایت و مقاومت به این صورت است:

  • زمانی خرید کنید که قیمت به سمت حمایت کاهش یابد.
  • زمانی بفروشید که قیمت به سمت مقاومت افزایش یابد.
  • زمانی خرید کنید که قیمت از طریق مقاومت شکسته شود.
  • در صورت کاهش قیمت از طریق پشتیبانی بفروشید.

'جهش' و 'شکستن'؟ بگو چی؟ اگر کمی گیج هستید، جای نگرانی نیست زیرا بعداً این مفاهیم را با جزئیات بیشتری توضیح خواهیم داد.

ترسیم سطوح حمایت و مقاومت

نکته ای که باید به خاطر داشت این است که سطوح حمایت و مقاومت اعداد دقیقی نیستند. اغلب اوقات، سطح حمایت یا مقاومتی را می بینید که شکسته به نظر می رسد، اما کمی بعد متوجه می شوید که بازار فقط آن را تست می کند. در نمودارهای کندل استیک، این «تست کردن ها» حمایت و مقاومت معمولاً با سایه‌های کندل نشان داده می‌شوند. توجه کنید که چگونه سایه های شمع ها سطح حمایت 1/4700 را تست کردند. در آن زمان به نظر می رسید که قیمت در حال شکستن حمایت است. در نگاه گذشته، می‌توانیم ببینیم که قیمت صرفاً آن سطح را لمس ‌کرده.

پس چگونه واقعاً بفهمیم که خطوط حمایت و مقاومت شکسته شده است؟

هیچ پاسخ قطعی برای این سوال وجود ندارد. برخی استدلال می‌کنند که اگر قیمت بتونه از آن سطح بگذرد، سطح حمایت یا مقاومت شکسته می‌شود. با این حال، متوجه خواهید شد که همیشه اینطور نیست. بیایید همان مثال خود را از بالا در نظر بگیریم و ببینیم وقتی قیمت واقعاً از سطح حمایت 1/4700عبور کرد، چه اتفاقی افتاده. در این مورد، قیمت به زیر سطح حمایت 1/4700 بسته شده بود اما در نهایت به بالای آن صعود کرد. اگر باور می‌کردید که این یک شکست واقعی است و این جفت را فروخته‌اید، به‌طور جدی ضرر می‌ دیدید! اکنون با نگاهی به نمودار، میتونید ببینید و به این نتیجه برسید که پشتیبانی واقعاً شکسته نشده است. هنوز هم بسیار دست نخورده است و اکنون حتی قوی ترهم است.

پشتیبانی 'نقض' شد اما فقط به طور موقت. برای کمک به فیلتر کردن این شکست های کاذب، باید حمایت و مقاومت را بیشتر به عنوان 'منطقه' در نظر بگیرید . یکی از راه هایی که به شما کمک می کند این مناطق را پیدا کنید این است که به شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن جای نمودار کندل استیک ، حمایت و مقاومت را بر روی نمودار خطی ترسیم کنید. دلیل آن این است که نمودارهای خطی فقط قیمت بسته شدن را به شما نشان می دهند در حالی که کندل ها بالا و پایین های شدید را به تصویر اضافه می کنند. این بالا و پایین‌ها می‌توانند گمراه ‌کننده باشند، زیرا اغلب آنها فقط واکنش‌های بازار هستند. مانند زمانی است که شخصی در حال انجام یک کار واقعاً عجیب است، اما وقتی در مورد آن سؤال می شود، به سادگی پاسخ می دهد: 'ببخشید، این فقط یک رفلکس است.'

هنگام ترسیم حمایت و مقاومت، بازتاب های بازار را نمی خواهید. شما فقط می خواهید حرکات عمدی آن را طرح ریزی کنید. با نگاهی به نمودار خط، می‌خواهید خطوط حمایت و مقاومت خود را در اطراف مناطقی ترسیم کنید که می‌توانید قیمت چندین قله یا دره را مشاهده کنید.

نکات جالب دیگر در مورد خطوط حمایت و مقاومت

هنگامی که قیمت از مقاومت عبور می کند، آن مقاومت به طور بالقوه می تواند به حمایت تبدیل شود.

هر چه قیمت اغلب سطح مقاومت یا حمایت را بدون شکستن آن لمس کند، ناحیه مقاومت یا حمایت قوی‌تر است.

هنگامی که یک سطح حمایت یا مقاومت شکسته می شود، قدرت حرکت دنباله رو بستگی به این دارد که حمایت یا مقاومت شکسته چقدر قوی بوده است.

خطوط روند

خطوط روند احتمالا رایج ترین شکل تحلیل تکنیکال در معاملات فارکس هستند. آنها احتمالاً یکی از کم استفاده ترین آنها نیز هستند. اگر به درستی ترسیم شوند، می توانند به اندازه هر روش دیگری دقیق باشند. متأسفانه، بیشتر معامله‌گران فارکس آنها را به‌درستی ترسیم نمی‌کنند یا سعی نمی‌کنند تا خط را به جای برعکس، متناسب با بازار کنند. در ابتدایی ترین شکل آنها، یک خط روند صعودی در امتداد پایین مناطق حمایتی (دره ها) به راحتی قابل شناسایی ترسیم می شود. این به عنوان خط روند صعودی شناخته می شود. در یک روند نزولی، خط روند در امتداد بالای مناطق مقاومت (قله) به راحتی قابل شناسایی ترسیم می شود.این به عنوان خط روند نزولی شناخته می شود.

چگونه خطوط روند را ترسیم می کنید؟

برای ترسیم خطوط روند فارکس به درستی، تنها کاری که باید انجام دهید این است که دو قسمت بالا یا پایین اصلی را پیدا کرده و آنها را به هم وصل کنید.

بله، به همین سادگی است.

در اینجا خطوط روند در عمل هستند! به آن امواج نگاه کن!

نمونه های خط روند فارکس: روندهای صعودی، روندهای نزولی و روندهای جانبی

انواع گرایش ها

سه نوع گرایش شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن وجود دارد:

روند صعودی (پایین تر)

روند نزولی (بالاهای پایین تر)

روند جانبی (محدوده)

موارد مهمی وجود دارد که باید با استفاده از خطوط روند در معاملات به خاطر بسپارید

برای رسم یک خط روند معتبر حداقل به دو بالا یا پایین نیاز است، اما برای تأیید یک خط روند به سه مورد نیاز است.

هر چه خط روندی که ترسیم می کنید تندتر باشد، قابل اعتمادتر خواهد بود و احتمال شکسته شدن آن بیشتر می شود. مانند سطوح حمایت و مقاومت افقی، خطوط روند هر چه بیشتر لمس شوند قوی تر می شوند و مهمتر از همه، هرگز خطوط روند را با مجبور کردن آنها به تناسب بازار ترسیم نکنید. اگر آنها به درستی مطابقت نداشته باشند، آن خط روند معتبر نیست!

کانال های روند

اگر این تئوری خط روند را یک قدم جلوتر ببریم و یک خط موازی در همان زاویه روند صعودی یا نزولی رسم کنیم، یک 'کانال' ایجاد خواهیم کرد. کانال نشنال جئوگرافیک یا شبکه کارتون صحبت نمی کنیم. این کانال‌ها کانال‌های تلویزیونی نیستند، کانال‌های ترند هستند، که گاهی اوقات کانال‌های قیمت نیز نامیده می‌شوند. با این حال، این بدان معنا نیست که شما باید آن را کنار بگذارید، انگار که یک استراحت تجاری است. تماشای کانال‌ها می‌تواند به اندازه Tiger King یا Keeping Up with Kardashians هیجان‌انگیز باشد!

کانال های روند تنها ابزار دیگری در تحلیل تکنیکال هستند که می توانند برای تعیین مکان های خوب برای خرید یا فروش استفاده شوند. خط روند بالا نشان دهنده مقاومت و خط روند پایین نشانگر حمایت است. بنابراین هر دو قسمت بالا و پایین کانال ها مناطق بالقوه حمایت یا مقاومت را نشان می دهند. کانال های روند با شیب منفی (پایین) نزولی و کانال های با شیب مثبت (بالا) صعودی در نظر گرفته می شوند.

برای ایجاد یک کانال رو به بالا (صعودی)، به سادگی یک خط موازی با همان زاویه یک خط روند صعودی رسم کنید و سپس آن خط را به موقعیتی ببرید که آخرین قله را لمس کند. این باید همزمان با ایجاد خط روند انجام شود. برای ایجاد یک کانال نزولی (نزولی)، به سادگی یک خط موازی در همان زاویه با خط روند نزولی رسم کنید و سپس آن خط را به موقعیتی ببرید که با آخرین دره تماس داشته باشد. این باید همزمان با ایجاد خط روند انجام شود.هنگامی که قیمت ها به خط روند پایین تر می رسد، ممکن است به عنوان منطقه خرید استفاده شود. وقتی قیمت ها به خط روند UPPER رسید، ممکن است به عنوان منطقه فروش استفاده شود.

انواع کانال های روند

سه نوع کانال وجود دارد:

کانال صعودی (بالاترین و پایین‌ترین سطح بالاتر)

کانال نزولی (بالاهای پایین و پایین تر)

کانال افقی (محدوده)

برخی از معامله گران ترجیح می دهند از عبارت 'کانال صعودی' برای کانال صعودی و 'کانال نزولی' برای کانال نزولی استفاده کنند. به احتمال زیاد، Millenials.

نکات مهمی که باید در مورد ترسیم کانال های روند به خاطر بسپارید:

  1. هنگام ساخت یک کانال روند، هر دو خط روند باید موازی یکدیگر باشند.
  2. به طور کلی، پایین کانال روند به عنوان 'منطقه خرید' در نظر گرفته می شود در حالی که بالای کانال روند به عنوان 'منطقه فروش' در نظر گرفته می شود.
  3. مانند ترسیم خطوط روند، هرگز قیمت را به کانال هایی که ترسیم می کنید مجبور نکنید!
  4. مرز کانالی که در یک زاویه شیب دارد در حالی که مرز کانال مربوطه در زاویه دیگری شیب دارد صحیح نیست و می تواند منجر به معاملات بد شود.
  5. وقتی این اتفاق می افتد، این الگوی نمودار دیگر یک کانال روند نیست، بلکه یک مثلث است. (که در ادامه بیشتر با آن آشنا خواهید شد).

گفته می شود، کانال های روند نباید کاملاً موازی باشند. همچنین نباید 100 % قیمت در کانال قرار گیرد. اشتباه رایج بسیاری از معامله گران این است که آنها فقط به دنبال الگوهای قیمت کتاب درسی هستند. آنها اطلاعات مهمی را در مورد عملکرد قیمت از دست می دهند و چشمان خود را روی سایر سرنخ های مهم می بندند.

به نقاشی کانال زیر توجه کنید…

آیا آنها کامل به نظر می رسند؟ 👀

انتظار برای نمونه‌های کتاب درسی کامل تصویری به شما در دنیای واقعی کمکی نمی‌کند، زیرا دیدن عملکرد قیمتی که کاملاً در دو خط روند کاملاً موازی قرار می‌گیرد بسیار نادر است . این مانند تلاش برای یافتن مرد یا زن کامل در دنیای واقعی است. وقتی آن شخص را پیدا کردید، آن را رها نکنید. 😭

استراتژی های برگشتی پرایس اکشن

یکی از بهترین و قدرتمندترین روش ها برای استفاده از پرایس اکشن، استفاده از سیگنال های برگشتی است که در بازار ایجاد می شود. سیگنال شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن های پرایس اکشن می توانند نشانه های بازگشت قیمت را به تریدر نشان بدهند. استراتژی های بازگشتی پرایس اکشن معمولا سیگنال های ورود دقیقی را در بازارهای رونددار، رنج و اصلاحی صادر می کنند که نسبت سود به زیان مناسبی را نیز دارا می باشند.

در این جا یک سیگنال pinbar خلاف روند که با یک pinbar دیگر دنبال شده است (دبل پین) را مشاهده می کنید.

در مثال بالا واضح است که شما می توانید از سیگنال های پرایس اکشن به منظور ورود در خلاف جهت روند بازار استفاده کنید. در سمت چپ مثالی از ورود بر خلاف جهت بازار را میبینید و در سمت راست مثالی که سیگنال برگشتی پرایس اکشن در جهت روند بوده است.

خیلی از تریدرهای مفهوم این سیگنال ها را اشتباه متوجه شده اند. بنابراین تصور می کنند که این سیگنال ها خلاف جهت بازار هستند. در حالی که همیشه اینطور نیست. روندها حالت جزر و مد دارند. اصلاح هایی در روند صورت می گیرد و قیمت به سطوح حمایتی یا مقاومتی باز می گردد. در اینجا ما می توانیم به دنبال سیگنال های برگشتی پرایس اکشن باشیم. بنابراین با دیدن و استفاده از این سیگنال ها، در جهت روند اصلی و غالب بازار معامله کرده ایم نه خلاف آن.

چگونه با سیگنال های برگشتی پرایس اکشن در جهت روند معامله کنیم؟

هنگامی که روند واضحی در بازار وجود دارد، باید به دنبال سیگنال های برگشتی به هنگام اصلاح قیمت و رسیدن آن روی سطوح باشیم. سپس در جهت روند ترید کنیم.

اغلب تریدرها این اشتباه را مرتکب میشوند و اصلاح هایی که در حین روند انجام می شوند را به عنوان یک روند جدید و بازگشتی شناسایی می شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن کنند. بهتر است یادآوری کنیم که روندها قبل از اینکه به اتمام برسند، می توانند برای مدت زمانی به حرکت خود ادامه دهند و در این بین اصلاحات قیمتی زیادی نیز ممکن است رخ دهد. این اصلاح ها معمولا به سطوح حمایتی و مقاومتی ختم می شوند.

قانون اصلی این است که با روند چارت روزانه ترید کنید تا زمانی که سیگنال های پرایس اکشن به وضوح به شما بگویند که روند به اتمام رسیده است. سعی نکنید که سقف ها و کف های بازار را بگیرید. چون چیزی جز شکست نصیبتان نخواهد شد، مخصوصا اگر تازه کار هستید.

در عوض سعی کنید هنگامی که بازار رونددار است و شروع به اصلاح میکند، سطوح کلیدی بازار را پیدا کرده و به دنبال سیگنال های برگشتی پرایس اکشن باشید تا بتوانید مجددا در جهت روند اصلی اقدام به معامله کنید.

در مثال زیر ملاحظه می کنید که بازار روند صعودی واضحی دارد و سپس یک اصلاح به سمت سطح حمایتی خود انجام داده است. روی سطح حمایتی یک pinbar را مشاهده می کنید که یک موقعیت بسیار عالی به منظور ورود در جهت روند صعودی را می دهد.

در چارت بعدی میبینیم که یک سیگنال pinbar insidebar combo روی سطح حمایتی شکل گرفته است که در جهت روند اصلی نیز می باشد. توجه داشته باشید که روند کاملا واضح و صعودی است. سپس قیمت یک اصلاح به سمت سطح حمایتی خود انجام داده است. سپس یک pinbar به همراه دو insidebar روی سطح شکل گرفته است. بنابراین همه نشانه ها حاکی از اتمام اصلاح و احتمال بسیار قوی برای بازگشت به روند صعودی است.

چارت پایین نحوه استفاده از یک الگوی insidebar را به عنوان الگوی برگشتی و در جهت روند اصلی به ما نشان می دهد.

واضح است که روند صعودی بوده و قیمت یک اصلاح به سمت سطح حمایتی کوتاه مدت خود انجام داده است. با شکل گیری الگوی insidebar و تایید آن (شکسته شدن High کندل مادر) می توانیم وارد پوزیشن خرید شویم. چرا که اکنون تمام شواهد در جهت ما می باشد.

چگونه از سیگنال های برگشتی پرایس اکشن در خلاف جهت روند استفاده کنیم؟

سیگنال های برگشتی پرایس اکشن در خلافه جهت روند نیز می توانند به کار گرفته شوند. اما باید قدری در استفاده از آنها ماهر شوید. در واقع باید به دنبال نشانه هایی باشید که نظر شما در مورد برگشت قیمت را تقویت کنند.

اولین چیزی که باید به هنگام معامله در خلاف جهت روند بازار به دنبال آن باشید، شکل گیری سیگنال برگشتی روی سطوح کلیدی حمایتی یا مقاومتی بازار است. اگر قیمت به سطوح کلیدی بازار رسید و سپس یک سیگنال واضح برگشتی که پس زده شدن قیمتی یا به بیان بهتر، شکست نامعتبر را نشان داد شکل گرفت، به احتمال زیاد یک سیگنال برگشتی مناسب را دیده اید.

توجه شما را به یک مثال جلب می کنیم…

چارت پایین به خوبی مثالی از یک سیگنال برگشتی پرایس اکشن در خلاف جهت شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن بازار را نشان می دهد. این یک سیگنال pinbar نزولی می باشد که روی یک سطح مقاومت کلیدی شکل گرفته است. چنین سیگنال هایی که در تایم فریم های بزرگی مثل روزانه و روی یک سطح مهم شکل می گیرند، گاهی اوقات باعث حرکت معکوس پرقدرت خواهند شد.

چارت بعدی نیز یک سیگنال برگشتی دیگر با نام Fakey reversal را به ما نشان میدهد که روی یک سطح مقاومت کلیدی شکل گرفته است. به شباهت این سیگنال و pinbar مثال قبلی دقت کنید. هر دو این سیگنال ها در واقع یک شکست نامعتبر را ایجاد کرده اند و با قدرت فروشندگان مجددا به زیر سطح مقاومتی برگشته اند.

مطالعه بیشتر: شکست های نامعتبر

نکاتی در مورد سیگنال های برگشتی پرایس اکشن

* سیگنال های برگشتی پرایس اکشن به نوعی همه کاره هستند. می توانید آنها را در جهت روند، خلاف جهت روند و یا حتی در بازارهای رنج نیز به کار ببرید.

* تایم فریم های روزانه و ۴ ساعته بهترین تایم فریم ها برای استفاده از سیگنال های برگشتی می باشند.

* سیگنال های برگشتی پرایس اکشن اغلب می توانند محل های بازگشت بازار یا حتی روند را مشخص کنند.

* هنگامی که از سیگنال های برگشتی پرایس اکشن در جهت روند استفاده می کنید، باید منتظر پایان اصلاح قیمتی روی یکی از سطوح حمایت یا مقاومتی کلیدی بازار باشید.

آشنایی با الگوهای قیمتی در تجزیه و تحلیل تکنیکال

در تجزیه و تحلیل تکنیکال ، تغییرات روند صعودی و نزولی اغلب توسط الگوهای قیمت مشخص می شود. اگر بخواهیم تعریفش کنیم ، الگوی قیمت یک پیکربندی قابل تشخیص از حرکت قیمت است که با استفاده از یک سری خطوط روند و / یا منحنی ها مشخص می شود. هنگامی که یک الگوی قیمت سیگنالی از تغییر جهت روند باشد ، به عنوان الگوی بازگشت یا ریورسال (reversal pattern) شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) هنگامی رخ می دهد که روند بعد از یک مکث کوتاه در مسیر فعلی خود ادامه یابد. تحلیلگران تکنیکال مدتهاست که از الگوهای قیمت برای بررسی حرکات جاری و پیش بینی حرکات آینده بازار استفاده می کنند.

خطوط روند (Trendlines) در تحلیل تکنیکال

از آنجا که الگوهای قیمت با استفاده از یک سری خطوط / یا منحنی ها مشخص می شوند ، درک خطوط روند و دانستن نحوه ترسیم آنها مفید است. خطوط روند (Trendlines) به تحلیلگران تکنیکال کمک می کند مناطق پشتیبانی (support) و مقاومت (resistance) را در نمودار قیمت مشخص کنند. خطوط روند خطوط مستقیمی هستند که با اتصال یک سری قله های نزولی (افزایش ها) یا فرورفتگی های صعودی (کاهش ها) در نمودار ترسیم می شوند. خط روندی که به سمت بالا حرکت می کند یا خط روند صعودی ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت ها (higher high) و (higher low) را تجربه می کنند. خط روند صعودی با اتصال به کف صعودی ترسیم می شود. برعکس ، یک روند که دارای زاویه ای رو به پایین باشد ، یک خط روند نزولی نامیده می شود ، و این مورد در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها سطح (lower high) و (lower low) را تجربه می کنند.

بسته به این که چه بخشی از نوار قیمت برای “اتصال نقاط” استفاده شود ، روندهای مختلف از نظر ظاهری متفاوت خواهند بود. در حالی که نظرات مختلفی در مورد اینکه از کدام قسمت از نوار قیمت باید استفاده شود وجود دارد ، بدنه کندل بار – و نه فتیله های نازک در بالا و زیر بدنه شمع – غالباً نمایانگر جایی است که اکثر حرکات قیمت در آنجا اتفاق افتاده است و بنابراین ممکن است نقاط دقیق تری را برای ترسیم خط روند ارائه دهد ، به خصوص در نمودارهای بین روزی که “نقاط دور افتاده” (نقاط داده که خارج از محدوده “عادی” قرار دارند) ممکن است در آن وجود داشته باشند. در نمودارهای روزانه ، نمودارها اغلب از قیمت های بسته شدن (closing price) به جای اوج یا کف ، برای ترسیم خط روند استفاده می کنند ، زیرا قیمت های بسته شدن نماینده معامله گران و سرمایه گذارانی است که مایل به نگه داشتن یک موقعیت یک شبه یا طی آخر هفته یا تعطیلات بازار هستند. خطوط روند دارای سه یا چند نقطه ، به طور کلی معتبرتر از مواردی هستند که فقط بر اساس دو نقطه ایجاد شده اند.

۱ – روند صعودی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (higher high) و (higher low) باشند. خطوط روند صعودی حداقل دو تا از کف ها را به هم متصل می کنند و سطح پشتیبانی پایین تر از قیمت را نشان می دهند.

۲ – روند نزولی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (lower high) و (lower low) باشند. خطوط روند نزولی حداقل دو مورد از اوج ها را به هم متصل می کنند و سطح مقاومت بالاتر از قیمت را نشان می دهند.

۳ – (Consolidation) یا بازار جانبی (sideways market) ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت بین یک دامنه افزایش و کاهش ، بین دو خط روند موازی و اغلب افقی در حال نوسان باشد.

الگوهای ادامه دهنده (Continuation Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر وقفه موقت از یک روند موجود است ، به عنوان یک الگوی ادامه دهنده شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده را می توان به عنوان یک توقف در طول روند غالب تصور کرد – زمانی که گاوها در طی روند صعودی مکث می کنند ، یا وقتی خرس ها برای یک لحظه در روند نزولی استراحت می کنند. در حالی که الگوی قیمت در حال شکل گیری است ، هیچ راهی برای حدس این که روند ادامه خواهد یافت یا بازگشتی اتفاق می افتد وحود ندارد. به همین ترتیب ، باید هنگام استفاده از خطوط روند برای ترسیم الگوی قیمت به این که شکست قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده اتفاق می افتد ، توجه داشته باشید . تحلیلگران تکنیکال معمولاً توصیه می کنند تا زمانی که بازگشت تأیید نشده باشد ، تصور کنید که روند ادامه خواهد داشت. به طور کلی ، هرچه الگوی قیمت بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگ تر باشد ، به محض شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده، حرکت بیشتر می شود.

اگر قیمت در روند خود ادامه یابد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) شناخته می شود. الگوهای ادامه دهنده معمول عبارتند از:

الگوی پرچم سه گوش (Pennant) ، که با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم شده است

الگوی پرچم (Flag) ، که با دو خط روند موازی ترسیم شده است

الگوی کنج (Wedge) ، که با دو خط روند همگرا ، که در آن هر دو زاویه ای به بالا یا پایین دارند ترسیم شده است

الگوی پرچم سه گوش (Pennant)

الگوهای پرچم سه گوش با دو خط روند ترسیم می شوند که در نهایت به هم می رسند. یکی از ویژگی های اصلی الگوهای پرچم سه گوش این است که خط روند به دو جهت حرکت می کند – یعنی یکی در روند نزولی و دیگری در روند صعودی حرکت می کند. شکل ۱ نمونه ای از یک پرچم سه گوش را نشان می دهد. غالباً ، در هنگام شکل گیری الگوی پرچم سه گوش ، حجم معاملات کاهش می یابد و هنگام خروج قیمت از الگو حجم معاملات افزایش می یابد.

نمودار قیمت قرارداد آتی ۱ دقیقه ای e-mini Russell 2000 که الگوی قیمت پرچم سه گوش ادامه دهنده را نشان می دهد. منبع: TradeStation.

الگوی پرچم (Flag)

الگوهای پرچم با استفاده از دو خط روند موازی ساخته می شوند که می توانند شیب صعودی ، شیب نزولی یا جانبی (افقی) داشته باشند. به طور کلی ، پرچمی که دارای شیب صعودی است به عنوان وقفه در یک بازار با روند نزولی ظاهر می شود. پرچمی با شیب نزولی و رو به پایین ، وقفه ای را در طی یک بازار روند صعودی نشان می دهد. به طور معمول ، تشکیل پرچم با دوره ای از کاهش حجم معاملات همراه است ، و با خارج شدن قیمت از الگوی پرچم ، حجم معاملات مجددا به حالت قبل از الگو بازمی گردد.

الگوی کنج (Wedge)

الگوهای کنج شبیه به الگوی پرچم سه گوش هستند زیرا با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم می شوند. با این حال ، ویژگی اصلی الگوی کنج این است که هر دو خط روند در حال حرکت در یک جهت هستند ، یا به سمت بالا و صعودی یا به سمت پایین و نزولی. الگوی کنجی که زاویه ای به سمت پایین دارد ، وقفه ای را در طول روند صعودی نشان می دهد. کنجی که زاویه ای به سمت بالا دارد ، وقفه موقتی را در طی سقوط بازار نشان می دهد. همانند الگوهای پرچم سه گوش و پرچم ، میزان معمول حجم در هنگام شکل گیری الگوی کنج نیز کاهش می یابد ، حجم معاملات تنها در صورت شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از الگوی کنج افزایش می یابد.

الگوی مثلث (Triangle)

الگوهای مثلث از محبوب ترین الگوهای نمودار مورد استفاده در تحلیل تکنیکال هستند زیرا آنها در مقایسه با سایر الگوها به دفعات در نمودارهای مختلف شکل می گیرند. سه الگوی متداول مثلث شامل مثلث های متقارن (symmetrical triangles)، مثلث های صعودی (ascending triangles) و مثلث های نزولی (descending triangles) هستند. شکل گیری این الگوهای نمودار می توانند از دو هفته تا چند ماه ادامه داشته باشند.

الگوهای مثلث های متقارن (symmetrical triangles) وقتی اتفاق می افتند که دو خط روند به یکدیگر نزدیک می شوند و فقط نشان می دهند که احتمال وقوع یک شکست وجود دارد – و جهت را نشان نمی دهند و فقط زمانی که یکی از خطوط بالا یا پایین عبور کرد و شکست تایید شد باید مطابق روند ایجاد شده تصمیم معاملاتی را گرفت. الگوی مثلث های صعودی (ascending triangles) دارای خط روند افقی در بالا و یک خط روند صعودی در پایین مثلث است و نشان می دهد که به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق می افتد ، در حالی که مثلث های نزولی (descending triangles) دارای یک خط روند افقی در پایین و یک خط روند نزولی در بالای مثلث هستند که نشان می دهد به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق خواهد افتاد. بزرگی شکست ها به سمت بالا (breakouts) یا شکست ها به سمت پایین (breakdowns) معمولاً برابر با ارتفاع سمت چپ عمودی مثلث است ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

A broken symmetrical triangle pattern on the chart of FXY.

الگوی فنجان و دسته (Cup and Handles)

فنجان و دسته یک الگوی ادامه دهنده صعودی است که در آن روند صعودی متوقف شده است ، اما با تایید این الگو ادامه خواهد یافت. قسمت “فنجان” الگو باید به شکل “U” باشد که بیشتر شبیه به انحنای کف یک کاسه یا فنجان است بنابراین نباید به شکل “V” با اوج های برابر در هر دو طرف فنجان باشد. “دسته” در سمت راست فنجان شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن به شکل یک پولبک (pullback) كوتاه كه شبیه به الگوی نمودار پرچم یا پرچم سه گوش است ، شکل می گیرد. پس از تکمیل این الگو ، دارایی مورد نظر ممکن است به سطوح جدید صعود کند و به سقف های جدید دست باید و روند خود را از از قسمت بالاتری ادامه دهد. یک الگوی فنجان و دسته در شکل زیر نشان داده شده است.

cup and handle with stop loss and entry point

الگوی فنجان و دسته با نقاط (Buy Point) و (Stop Loss) منبع: TradingView.com

الگوهای بازگشت یا ریورسال (Reversal Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر تغییر در روند غالب است به عنوان یک الگوی بازگشت شناخته می شود. این الگوها نشانگر دوره هایی است که از قدرت گاوها یا خرس ها کاسته شده است. با شکل گیری این الگو ، روندی که از قبل ایجاد شده متوقف می شود و سپس به شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن مسیر جدیدی که از سمت مخالف (گاو یا خرس) قدرت گرفته است وارد می شود. به عنوان مثال ، یک روند صعودی که توسط خریداران مشتاق یا گاوها پشتیبانی می شود ، می تواند با یک الگوی بازگشتی متوقف شود ، که فشار هر دو گاو و خرس را نشان می دهد ، و در نهایت خرس ها یا فروشندگان برنده می شوند و این منجر به تغییر روند به نزولی می شود. بازگشت های قیمت که در سقف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای توزیعی (distribution patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار با اشتیاق بیشتری نسبت به میزان خریداری شده به فروش می رسد. در مقابل ، بازگشت های قیمتی که در کف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای ذخیره (accumulation patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار فعال تر از هنگام فروش خریداری می شود. همانند الگوهای ادامه دهنده ، هر چه شکل گیری این الگو بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگتر باشد ، به محض شکست قیمت به بالا ، احتمال ایجاد حرکت بزرگتری وجود دارد.

هنگامی که قیمت پس از وقفه ای بازمی گردد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی بازگشت (reversal pattern) شناخته می شود. نمونه هایی از الگوهای معمول بازگشت عبارتند از:

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders) ، نشان دهنده دو حرکت کوچک تر قیمت است که دو طرف یک حرکت بزرگ تر را در بر گرفته است

الگوی سقف دوقلو (Double Tops) ، نمایانگر یک موج افزایشی قیمت کوتاه مدت است که پس از آن یک موج دیگر در تلاش برای شکست مقاومت موج قبلی ناکام می ماند

الگوی کف دوقلو (Double Bottoms) ، نشان دهنده یک موج کاهشی قیمت است که پس از آن یک موج کاهشی دیگر در تلاش برای شکستن حمایت موج قبلی ناکام می ماند.

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)

الگوهای سر و شانه ها می توانند در سقف یا کف بازار شکل بگیرند ، این الگو شامل سه موج (قله یا یک فرورفتگی) است : یک موج اولیه ، که با موج دوم که از موج اولی بزرگ تر است ادامه پیدا می کند و در نهایت با یک موج سوم که از موج دوم کوچک تر است و مشابه موج اول است تکمیل می شود. روند صعودی که توسط الگوی اوج سر و شانه قطع می شود ، ممکن است بازگشت روند را تجربه کند ، و در نتیجه به روند نزولی تغییر کند. برعکس ، روند نزولی که منجر به الگوی سر و شانه (یا یک سر و شانه های معکوس) شود ، احتمالاً بازگشت روند به سمت صعودی را تجربه خواهد کرد. خطوط روند افقی یا کمی شیب دار را می توان با اتصال کف ها یا سقف ها ، و قله ها و فرورفتگی هایی که بین سر و شانه ها وجود دارد ، ترسیم کرد ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است. در حین تکمیل الگو ، پس از شکسته شدن قیمت در بالا (در الگوی سر و شانه ها در کف) یا پایین (در الگوی سر و شانه ها در اوج) خط روند ، ممکن است حجم معاملات کاهش یابد.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

الگوی سقف دوقلو (Double Tops)

الگوی کف و سقف دوقلو نشان دهنده مناطقی است که بازار دو تلاش ناموفق برای شکستن سطح پشتیبانی یا مقاومت داشته است. در مورد سقف دوقلو ، که اغلب مانند حرف M به نظر می رسد ، فشار اولیه تا رسیدن به سطح مقاومت ، همراه با تلاش دومی که پس از آن ایچاد شده و شکست خورده دیده می شود و در نتیجه بازگشت روند اتفاق می افتد. از طرف دیگر ، کف دوقلو مانند حرف W ظاهر می شود و هنگامی رخ می دهد که قیمت سعی کند از سطح پشتیبانی قبلی گذر کند ولی در این کار موفق نمی شود و برای بار دوم نیز تلاش ناموفقی برای ورود به سطح پشتیبانی خواهد داشت. این امر اغلب منجر به بازگشت روند می شود ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

الگوی کف و سقف سه قلو (Triple tops and bottoms) الگوهای بازگشتی هستند که به اندازه الگوهای سر و شانه ها و یا سقف دوقلو یا کف دوقلو چندان متداول نیستند. اما ، آنها نیز به روشی مشابه عمل می کنند و می توانند یک سیگنال تجاری قدرتمند برای بازگشت روند باشند. این الگوها زمانی شکل می گیرند که قیمت سه بار سطح حمایت یا مقاومت مشابه را آزمایش می کند و قادر به شکستن آن نیست.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

شکاف ها (Gaps)

شکاف ها هنگامی رخ می دهند که بین دو دوره معاملاتی فضای خالی وجود داشته باشد که ناشی از افزایش یا کاهش قابل توجه قیمت است. به عنوان مثال ، یک سهم ممکن است در یک روز معاملاتی در قیمت $ ۵٫۰۰ بسته شود و بعد از درآمدهای مثبت ، با اختلاف قیمت ۷٫۰۰ دلار بازگشایی شود. سه شکاف اصلی وجود دارد: شکاف های گسست (Breakaway gaps) ، شکاف های فرار (runaway gaps) و شکاف های خستگی (exhaustion gaps) . شکاف های گسست در آغاز یک روند شکل می گیرند ، شکاف های فرار در وسط یک روند شکل می گیرند و شکاف های خستگی نشان از پایان قریب الوقوع یک روند دارند.

نتیجه گیری

الگوهای قیمت اغلب وقتی پیدا می شوند که قیمت “دچار وقفه می شود و به اصطلاح استراحت می کند” ، و نشانگر مناطقی است که می توانند منجر به ادامه یا بازگشت روند غالب شوند. خطوط روند در شناسایی این الگوهای قیمت مهم هستند که می توانند در قالب هایی مانند پرچم (flags) ، پرچم های سه گوش (pennants) و سقف دوقلو (double tops) ظاهر شوند. حجم معاملات در این الگوها نقش مهمی ایفا می کند ، حجم اغلب در هنگام شکل گیری الگو کاهش می یابد ، و با شکست قیمت از الگو افزایش می یابد. تحلیلگران تکنیکال اغلب برای پیش بینی حرکات قیمت آینده ، از جمله ادامه روند و بازگشت ، الگوهای قیمت را دنبال می کنند.

مفهوم فیبوناچی در تحلیل تکنیکال و ابزارهای شگفت انگیرش

آموزش ابزار فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

مفهوم فیبوناچی چیست و چگونه در تحلیل تکنیکال به معامله گران کمک می کند؟ بزرگترین سعی همه معامله گران این است که بتوانند به کسب سود و درآمد بپردازند و برای رسیدن به این هدف سعی می کنند در تحلیل های خود از ابزارهای مختلفی استفاده کنند. ابزارهایی که به آنها نقاط برگشت بازار یا نقاطی برای حد سود را نشان دهند. معامله گران بازار بسیاری از حرکات قیمت و جهت های روند را می توانند از طریق ابزارها تعیین کنند.
در این مقاله هدف ما این است که یکی از ابزارهای رایج و بسیار کاربردی برای اهداف نقاط بازگشت روند و حد سود را به شما آموزش دهیم ، پس تا انتهای این مقاله ما را همراهی کنید.

فیبوناچی چیست؟

مفهوم فیبوناچی در بازار مالی عبارت است از خطوط حمایت و مقاومت و سطوح فیبوناچی یکی از پر طرفدار ترین ابزار‌ها در تحلیل تکنیکال می باشد که توسط فیبوناچی (Fibonacci) ریاضیدان ایتالیایی، اعداد فیبوناچی مطرح شد. ترتیب اعدادی که فیبوناچی سال‌ها قبل بر آن‌ها تاکید کرد، بعدها در بازار‌های مالی و بورس نیز به‌کار برده شد، به‌طوری که نتایج جالبی را رقم زد. از این‌رو استفاده از سری اعداد فیبوناچی در تحلیل، به یکی از ابزارهای مهم و پرکاربرد تحلیل‌گران تبدیل شد.

آشنایی با سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

یکی از اصول مهم در تحلیل تکنیکال که بسیار کاربردی و جزو نکات اساسی است و باید قبل از هر کاری در روی چارت انجام شود مشخص کردن نواحی حمایت و مقاومت در قیمت است، یعنی نواحی که قیمت نتوانسته بیشتر از آن منطقه ریزش و یا صعود کند.

انواع سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

  • حمایت و مقاومت استاتیک
  • حمایت و مقاومت داینامیک

در اینجا قصد نداریم بصورت کامل به توضیح این موارد بپردازیم ولی بصورت خلاصه آن ها را بررسی می کنیم.

نحوه رسم خطوط حمایت و مقاومت استاتیک

حمایت و مقاومت استاتیک همانطور که از نامش پیداست بصورت ثابت در نمودار رسم می شود و بصورت خطوط افقی یا ناحیه حمایت و مقاومت می باشد.
برای رسم حمایت و مقاومت داینامیک از خط روند (Trend Line) استفاده می شود.

در تصاویر زیر این موارد دقیق تر نشان داده شده اند:

نحوه رسم خطوط حمایت و مقاومت استاتیک

در این شکل حمایت و مقاومت استاتیک بصورت ناحیه مشخص شده است که قیمت بعد از برخورد به این مناطق واکنش نشان داده است.

خط روند مقاومت داینامیک

خط روند نزولی که رسم شده ، بعنوان مقاومت داینامیک عمل کرده و قیمت بعد از برخورد به آن ریزش داشته است.
پس ما متوجه شدیم برای تحلیل باید بدانیم قیمت ممکن است تا کجا ریزش و یا صعود داشته باشد.
اما علاوه براین روش ها به معرفی یک روش کاربردی خواهیم پرداخت که کار با آن بسیار ساده و شناسایی روند و نقاط بازگشتی آن در عین حال کاربردی است.

استفاده از ابزارهای فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

با کمک ابزارهای فیبوناچی در تحلیل تکنیکال می توان جهت تحلیل بازگشت و یا ادامه روند بهره برد. به عبارت دیگر می توان گفت ابزارهای فیبوناچی نقاط حمایت و مقاومتی می باشند که برای رسم آن ها از ابزارها و شیوه های مختلفی استفاده می شود. این شاخص به معامله گران کمک می کند تا مناطق ویژه ای را شناسایی کنند و در نتیجه پیش بینی هایی در مورد بازار در میان مدت و بلند مدت انجام دهند.
علاوه بر این ویژگی ها شاخص فیبوناچی نیز امکانات بیشتری را در اختیار کاربران خود قرار می دهد که معامله گران نیز می توانند از این شاخص فیبوناچی برای نقاط ورود و خروج خوب و دقیق استفاده کنند.در استفاده از ابزارهای فیبوناچی درصدها از اهمیتی فوق العاده برخوردار هستند و عموم این درصدها از نسبت درصدهای بین اعداد فیبوناچی بدست می آیند.

2 نوع کاربرد مهم مفهوم فیبوناچی در بازارهای مالی

تحلیلگران بازارهای مالی از دو نوع کاربرد برای فیبوناچی استفاده می کنند:

  • تشخیص سطوح برگشتی (حمایت و مقاومت)
  • تعیین روندهای قیمت

کاربرد اول مفهوم فیبوناچی : تشخیص سطوح برگشتی (حمایت و مقاومت)

کاربرد دوم مفهوم فیبوناچی : تعیین روندهای قیمت

تعیین روندهای قیمت

در ادامه مقاله مفهوم فیبوناچی به بررسی این دو مورد خواهیم پرداخت. در ادامه با ما همراه باشید تا به شکل ساده استفاده از این ابزار را به شما بیاموزیم.

ابزارهای فیبوناچی در تحلیل تکنیکال در برگیرنده طیف گستره ای از ابزارهاست که در این بین سه مورد از بقیه مهم تر محسوب می شوند:

معرفی انواع ابزارهای مهم در فیبوناچی

  • فیبوناچی اصلاحی - ریتریسمنت (RET)
  • فیبوناچی گسترده - اکستنشن (EXT)
  • فیبوناچی پروژکشن (PRO)

فیبوناچی اصلاحی و کاربرد آن (Fibonacci Retracement)

سطوح اصلاحی فیبوناچی خطوط افقی هستند که در آن سطوح حمایت و مقاومت به احتمال زیاد رخ می دهد. آنها بر اساس اعداد فیبوناچی هستند. هر سطح با یک درصد همراه است. درصد به این معنی است که چقدر از یک حرکت قبلی قیمت دوباره اصلاح شده است.سطوح اصلاحی فیبوناچی 23.6%، 38.2%، 61.8%، و 78.6%است. 50% در حالی که به طور رسمی نسبت فیبوناچی نیست هم، استفاده می شود.

اگر بصورت خیلی ساده بخواهیم فیبوناچی اصلاحی یا ریتریسمنت را بیان کنیم، روندی را در نظر بگیرید که قیمت رشد کرده است و بعد از برخورد به مقاومت شروع به اصلاح می نمایید حالا اگر بخواهیم که بدانیم این قیمت تا کجا می تواند اصلاح انجام دهد از این ابزار استفاده می کنیم. فقط کافی است نقطه شروع و پایان روند را پیدا کنید و از این ابزار استفاده نمایید. تفاوتی ندارد روند مد نظر شما صعودی باشد یا نزولی، برای تشخیص نواحی حمایت و مقاومت می توان از این ابزار به خوبی استفاده کرد.

در شکل زیر در جفت ارز دلار فرانک (USDCHF) یک روند صعودی داشتیم که قیمت بعد از برخورد به ناحیه مقاومت استاتیک (ناحیه آبی رنگ) نتوانست صعود بیشتری را انجام دهد و شروع به ریزش کرد. برای اینکه سطوح بازگشتی قیمت را بتوانیم پیدا کنیم از فیبوناچی اصلاحی (ریتریسمنت) استفاده کردیم. شروع فیبوناچی را در ابتدای روند (نقطه صفر) و نقطه پایانی (نقطه 100) آن در انتهای روند قرار می دهیم ( نقاط ابتدا و انتهای روند با دایره آبی رنگ مشخص شده است) و همانگونه که مشاهده می کنید قیمت تا فیبوی %78.6 اصلاحی را انجام داده است (این سطح با خط افقی مشکی رنگ قابل تشخیص است).

فیبوناچی اصلاحی یا ریتریسمنت

در همان جفت ارز، قیمت روند ریزشی داشت که به فیبوی %78.6 واکنش نشان داد برای اینکه بدانیم این روند ریزشی تا کجا می تواند بازگشت نماید دوباره از فیبوناچی اصلاحی استفاده می نماییم که قیمت توانسته تا عدد طلایی فیبوناچی یعنی %61.8 بازگشتی را انجام دهد ولی چون به مقاومت مهمی برخورد کرده است نتوانسته آن را بشکند و ما ریزش را شاهد هستیم حتی برای بار دوم که قیمت به این سطح مقاومت برخورد کرد نتوانست آن را بشکند.

فیبوناچی پروجکشن چیست؟

فیبوناچی پروجکشن برای پیدا کردن نقاط بازگشتی بیش از ۱۰۰ درصد استفاده می شود.از این روش برای تارگتهای انتهای روندهای اصلی بکار برده می شود.

تحلیلگران تکنیکال به کمک این روش برای شناسایی سطوح استراتژیک قیمتی برای معاملات، توقف زیان و یا قیمت هدف استفاده میکنند.

برای ترسیم پیش‌بینی‌های فیبوناچی، ما باید روند اصلی بازار را درک کنیم. ما از سه نقطه قیمت برای ترسیم پیش‌بینی‌های فیبوناچی استفاده خواهیم کرد.

ابزار فیبوناچی projection، هم برای بدست آوردن اهداف قیمت و هم برای یافتن نقاط ورود به کار می رود. همچنین این ابزار برای یافتن حرکات متقارن بسیار کاربردی است.

فیبوناچی پروجکشن

این ابزار بصورت سه نقطه ای می باشد. برای رسم فیبوناچی های ریتریسمنت و اکستنشن از دو نقطه استفاده میشد ولی برای رسم فیبوناچی پروجکشن از سه نقطه برای ترسیم استفاده می‌کنیم.

  • ترکیب فیبوناچی اکستنشن و پروجکشن نتایج خوبی به همراه خواهد داشت.
  • از این ابزار برای شناسایی تارگت و پایان حرکت روند اصلی استفاده می شود.

مراحل رسم فیبوناچی پروجکشن :

  • یک روند را پیدا می کنیم.
  • نقاط حداکثر و حداقل را مشخص می کنیم.
  • با استفاده از ابزار فیبوناچی که در نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال وجود دارد نقاط بالا و پایین را به هم وصل می کنیم(در روند صعودی برای رسم فیبوناچی پروجکشن می بایست نقطه کف به نقطه سقف و در روند نزولی نقطه سقف به نقطه کف وصل میشود).
  • سپس نقطه سوم را که میزان تصحیح قیمت از روند حرکت قبلی می باشد را انتخاب می کنیم.

با انجام مراحل فوق سطوحی که از قبل برای فیبوناچی Projection تعریف شده‌اند در بین ناحیه بالایی و پایینی روند قرار میگیرند.

فیبوناچی projection شامل سطوح۶۱٫۸، ۱۰۰، ۱۶۱٫۸ و ۲۶۱٫۸ می باشد که البته سطح ۱۰۰% به دلیل اینکه برای حرکات متقارن استفاده می شود اهمیت بیشتری دارد. اما بعضا دیده می شود که قیمت به سطح ۱۶۱٫۸ نیز واکنش های خوبی نشان می دهد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.