یکی از رموز موفقیت وارن بافت


کتاب‌ها و مقالات بسیاری راجع به وارن بافت نگاشته شده که هریک گوشه‌هایی از نگاه وی به عنوان یک سرمایه‌گذار اسطوره ای را موشکافی می‌کنند، اما می‌توان گفت همچنان روش سرمایه‌گذاری وی تا حد زیادی ناشناخته مانده و به صورت علمی و دقیق مورد بررسی قرار نگرفته است.
اخیرا برخی از اساتید دانشگاه‌های نیویورک و ییل که از مدیران ارشد صندوق خطرپذیر (Hedge fund) مشهور AQR نیز هستند، در مقاله ای که در دست انتشار است، تلاش کرده‌اند راز موفقیت وارن بافت را با روشی علمی شناسایی کنند.

51 راز موفقیت از زبان وارن بافت

وارن بافت یکی از برترین و سر شناس ترین تاجران و سرمایه گذاران آمریکایی است که هم اکنون صاحب، مدیر اجرایی و سرمایه گذار اصلی برکشایر هاتاوی است. او همچنین در دنیای فعالیت های بشر دوستانه و خیر خواهانه هم فردی فعال است و سال هاست که به عنوان یکی از موفق ترین و ثروتمند ترین افراد جهان به حساب می‌آید. در ادامه مطلب ” 51 راز موفقیت از زبان وارن بافت “ با ما همراه باشید.

51 راز موفقیت از زبان وارن بافت

وارن بافت شخصی است که از سنین پایین وارد بازار شد و در سن 11 سالگی توانست اولین سرمایه گذاری خود را انجام دهد. او در آن زمان با پولی که جمع نموده بود، سهام شرکت پدرش را خریداری نمود. او زمانی که 15 ساله شد، روزنامه پخش می‌کرد و ماهی 175 دلار درآمد داشت. چندی بعد از دانشگاه وام گرفت و در یک زمین کشاورزی 14 هکتاری در دانشگاه شروع به کاشت و برداشت نمود. او بوسیله ی پولی که بدست آورد یک سال بعد همان زمین را خریداری نمود.

نبوغ مالی وارن بافت

بافت به واسطه‌ی هوش و نبوغ مالی‌اش تا زمانی که به 20 سالگی برسد توانست 90 هزار دلار پس انداز داشته باشد. یکی از اتفاقات جالی زندگی وارن بافت این موضوع است که او در سن 20 سالگی برای دانشگاه هاروارد درخواستی ارسال نمود تا بتواند در آن دانشگاه تحصیل کند، اما متاسفانه مسئولین این دانشگاه درخواست وی را رد نموده و او را فاقد صلاحیت لازم برای تحصیل در این دانشگاه دانستند.

وارن بافت موفق شد در سال 2003 میلادی به عنوان ثروتمند ترین فرد جهان معرفی گردد. او همچنین در سال 2015 هم عنوان سومین فرد ثروتمند جهان را تصاحب نمود. در ادامه به 51 درس مهم زندگی شخصی و کاری که برای موفقیت لازم است و وارن بافت به آن اعتقاد دارد می‌پردازیم:

51 قانون وارن بافت برای ثروتمند شدن :

1- قانون اول: سعی کنید هرگز پول از دست ندهید، قانون دوم: سعی کنید قانون شماره یک را فراموش نکنید.

2- در دنیای کسب و کار آینه دید عقب اتومبیل از شیشه ی جلوی شما واضح تر است.

3- اگر کسی امروز می‌تواند در سایه بنشیند، به این دلیل است که یکی از رموز موفقیت وارن بافت کسی روزی آن درخت را کاشته است.

4- هزینه چیزی است که شما آن را پرداخت می‌کنید، اما ارزش چیزی است که شما با پرداخت هزینه بدست می‌آورید.

5- امروز افرادی که پول نقد را در خانه نگه داشته اند، احساس راحتی می‌کنند اما در واقع آن‌ها اشتباه ترین کار ممکن را انجام می‍‌دهند، زیرا در دراز مدت راهی که انتخاب کرده اند هیچ ارزشی ندارد و فقط در واقع دارایی آن را به بدترین شکل مستهلک می‌کند.

6- این که پیش بینی کنید باران می‌بارد هنر نیست، شما باید به فکر ساختن سرپناه باشید.

7- اگر هر اتفاق در گذشته تبدیل به یک کتاب می‌شد، ثروتمندان همه بزرگ ترین کتابخانه‌های دنیا را داشتند.

8- شما باید در صورت رسیدن به فرصت سریعا وارد عمل شوید. من در برهه ای از زمان زندگی بسیار سختی داشتم، در حالی که ایده‌های بسیاری داشتم که آنها را عملی نکردم. هم اکنون که به این جایگاه رسیده ام، اگر ایده ای داشته باشم سریعا آن را عملی می‌کنم و اصلا زمان را تلف نمی‌کنم.

9- وقتی به زندگی اکثر آمریکایی‌ها نگاه می‌کنم می‌بینم اکثر مردم آمریکا بسیار ترسناک زندگی می‌کنند، زیرا کسی تمایل به سرمایه گذاری ندارد و این موضوع خودش ترسی مضاعف ایجاد می‌کند. آمریکایی‌ها باید بدانند که زمان ریسک کردن همین الان است و اگر ریسک نکنند اتفاقی نمی‌افتد.

10- همیشه حواستان به افرادی که فرمول‌های عجیب و غریب ارائه می‌کنند، باشد.

سرمایه گذاری انفرادی ممنوع

11- حرکت انفرادی در سرمایه گذاری مانند یک اسلحه خطرناک است که صدمات جبران ناپذیر به جای می‌گذارد.

12- نوسانات بازار مانند یک دوست برای شما هستند، آن‌ها را دشمن نپندارید. از نوسانات به عنوان یک فرصت استفاده نموده و از آن منفعت ببرید.

13- کسی که امروز سرمایه گذاری می‌کند، فرصت را دیروز از دست داده است.

14- زمانی که شما به سن من برسید، معیار اندازه گیری موفقیت شما در زندگی، عشق و علاقه ای است که مردم و اطرافیان به شما دارند.

15- ما اگر می‌خواهیم از رکود خارج شویم، باید ظرفیت سرمایه گذاری آمریکا را احیا کنیم.

16- ارزش دقیقا آن چیزی است که شما بدست می‌آورید.

17- زمانی که شما به دنبال مدیریت یک کسب و کار در شرایط بد اقتصادی هستید، تنها چیزی که دست نخورده باقی می‌ماند شهرت کسب و کار است.

18- کشورهایی که در رکود اقتصادی هستند باید بدانند که رکود اقتصادی باقی خواهند ماند اما پشت سر گذاشته خواهد شد.

19- فقط چیزی را بخرید که شما را خوشحال می‌کند، حتی اگر بگویند از همین الان به بعد، بازار کلا تعطیل است.

20- از نظر من انسان یک ویژگی بد دارد و آن هم این است که دوست دارد همه چیزهای آسان را سخت کند.

وارن بافت

21- فقط زمانی که جزر شده و پس از آن مد به وجود می آید، می توان دید که چه کسی عریان شنا می کرده است.

22- اگر زمانی که ثروتمند نیستی احمق باشی، زمانی که ثروتمند شوی باز هم کارهای احمقانه می کنی.

23- یک نظر سنجی عمومی هیچ وقت نمی‌تواند جایگزین خوبی برای فکر کردن و تصمیم گرفتن شما باشد.

24- اگر به سن من رسیدید و هیچ کس دل نگران شما نبود، اهمیتی ندارد که چقدر پول در حساب بانکی تان دارید، باید بدانید که زندگی تان فاجه است.

25- ما زمانی که می‌بینیم دیگران حریص هستند، می‌ترسیم و زمانی حریص می‌شویم که دیگران از این موضوع می‌ترسند.

26- از نظر من بهتر است با کسانی رفت و آمد کنید که از شما بهتر هستند، تا شما به سوی آن یکی از رموز موفقیت وارن بافت ها سوق پیدا کنید و خود را بهتر کنید.

27- مهم رفتار مردم است که بستگی بسیاری به منافع آن‌ها دارد، با در نظر داشتن این مورد می‌توان رضایت مشتری را تامین نمود.

28- هنگامی که از ترکیب نفوذ و جهل استفاده می‌کنیم، نتایج جالبی حاصل می‌شود.

29- بعضی از مدارس کسب و کار کارها را بسیار پیچیده می‌کنند، از من شما نصیحت مدرسه کسب و کاری را انتحاب کنید که کارها را به صورت ساده تر به شما اموزش می‌دهند. از نظر من این مسائل انقدرها هم پیچیده و سخت نیست.

30- روند انجام کار بسیار جالب تر از نتیجه ای است که در انتها به دست می‌آید.

31- من همیشه می‌دانستم که قرار است ثروتمند شوم و حتی یک ثانیه هم به این حقیقت شک نداشتم.

51 راز موفقیت از زبان وارن بافت

32- بهترین کاری که تا به امروز از نظر خودم انجام داده ام، انتخاب قهرمانان واقعی است.

33- باید همیشه مواردی را که مورد علاقه مان است در اولویت قرار دهیم.

34- ما همیشه در جهانی زندگی می‌کنیم که کاملا نامعلوم است. آنچه معلوم است این است که دنیا همیشه در حال پیشرفت است.

35- از نظر من دنیای سرمایه گذاری مانند دنیای عاشقانه ی رابطه هاست. کسی که عاشق است ثانیه به ثانیه درگیر عشق خود است و به محبوبش سر می‌زند.

36- نام تجاری شما مهم است زیرا مورد خاصی را ارائه می‌کند. باهوش باشید و نام مناسب انتخاب کنید زیرا کسی جلوی شما را برای انتخاب نام تجاری نگرفته است.

37- از نظر من بهتر است یک شرکت عالی را با قیمت معقول بخرید، دقت کنید که پول خود را برای شرکتی ندهید که ارزشش از پولی که می‌دهید پایین تر باشد.

38- شما فقط قادر هستید در زندگی خود چند کار درست و حسابی انجام دهید. شما زمان زیادی برای انجام اشتباهات بسیار ندارید.

39- اگر یک کسب و کار موفق شود، احتمال این که یک روز هم سهامش سقوط کند بسیار زیاد است.

40- اگر در یک قایق سوراخ گرفتار شدید، بهترین کار این است که قایق خود را عوض کنید تا اینکه زمان خود را صرف ترمیم آن نمائید.

41- زنجیر عادت بسیار سبک است، آنقدر سبک که اصلا متوجه وزن آن نمی‌شوید، اما این زنجیر در مرور زمان آن قدر سنگین می‌شود که دیگر قادر به گسستن آن نخواهید بود.

42- شاید 20 سال طول بکشد که شما بتوانید شهرت بدست آورید و آن زمان باید به حدی رسیده باشید که اشتباه نکرده و جلوی اشتباهات را بگیرید.

43- اگر یک موسسه مالی هستید توانایی خاصی ندارید زیرا بسیاری می توانند شما را با پیگرد قانونی تهدید کنند و این اصلا خوب نیست.

44- من به دنبال پریدن از موانع بزرگ نیستم و موانعی را انتخاب می کنم که بتوانم آن را پشت سر بگذارم.

45- ثروتمندان زیادی را می‌شناسم که به شما با اطمینان می‌گویند، پولتان را به ما بدهید و ما آن را در مدت کوتاهی دو برابر می‌کنیم. اگر از من بپرسید به شما می‌گویم قواعد بازی عوض شده و دیگر این گونه نیست.

46- از نظر من سرمایه خود را در شرکتی که واقعا دوست دارید سرمایه گذاری نمائید.

47- تنها راه بدست آوردن عشق این است که به دیگران عشق بورزید. اگر فکر کنید خوب من که پول دارم، دسته چک را بر می‌دارم و یک میلیون دلار عشق می‌خرم، چنین چیزی امکان پذیر نیست.

48- اجاره دهید احمق ها آنچه احمق‌ها می‌نویسند را بخوانند. شما جز آن دسته خواننده نباشید و هر چیزی را نخوانید.

49- تنوع خیلی گسترده زمانی اعمال می‌شود که سرمایه گذاران ندانند چه کاری انجام می‌دهند.

۱۰ راز موفقیت وارن بافت

وارن بافت، با ثروتی ۶۲ میلیارد دلاری، یکی از پولدارترین مردان جهان است. او رازهای پولدار شدن بسیاری دارد که در مجلات و کتاب‌های مختلف به آن‌ها اشاره کرده است. در ادامه ۱۰ راه پولدار شدن را از زبان این سرمایه‌دار می‌شنویم.

تا چند سال پیش که جف بزوس و یا بیل گیتس پولدارترین اشخاص جهان نبودند، وارن بافت با ثروت ۶۲ میلیارد دلاری خود پولدارترین مرد جهان بود؛ زمانی که او در سال ۱۹۶۲ سهام شرکت Berkshire Hathaway را به قیمت ۷٫۵ دلار در هر سهم خرید. امروز که وارن بافت ۷۸ سال دارد، شرکت Berkshire Hathaway از شرکت های کلاس A بازار بوده و هر سهم ممتاز آن حدود ۱۱۹ هزار دلار قیمت دارد. او موفقیت های خود را با استراتژی‌های مناسب و مخصوص به خود بدست آورده است. در اینجا ۱۰ راز پولدار شدن را از زبان وارن بافت می‌خوانیم.

10 راز موفقیت وارن بافت

با سود خود سرمایه گذاری کنید

هنگامی که برای اولین بار در بورس سودی را بدست می‌آورید، قطعا وسوسه می‌شوید که آن را همان موقع خرج کنید. نه! بهترین کار سرمایه گذاری مجدد این پول در بورس است. او این درس را در دبیرستان یاد گرفت! وارن بافت زمانی که یک بچه دبیرستانی بود، یک ماشین پین بال را خرید و در یک آرایشگاه قرار داد. با پولی که از این راه بدست آورد به مرور ۸ ماشین پین بال دیگر خرید و در ۸ آرایشگاه قرار داد. او در سنین بالاتر، هنگامی که سهام خود را می‌فروخت، از پول آن‌ها برای سرمایه گذاری در یک کسب و کار دیگر استفاده می‌کرد. او در سن ۲۶ سالگی ۱۷۴ هزار دلار پول داشت. این مقدار معادل ۱٫۴ میلیون دلار در زمان حال است! حتی یک مبلغ کوچک می‌تواند به مرور تبدیل به یک ثروت بزرگ شود.

به متفاوت بودن تمایل داشته باشید

تصمیمات خود را بر اساس آنچه دیگران از شما انتظار دارند نگیرید. هنگامی که وارن بافت شروع به مدیریت ۱۰۰ هزار دلار خود در سال ۱۹۵۶ کرد، در بین سرمایه داران یک انسان عجیب و غریب یکی از رموز موفقیت وارن بافت به شمار می‌رفت. او در وال استریت کار نمی‌کرد، محل کار او محل زندگی خانواده اش، یعنی اوماها بود. او در مورد مکان سرمایه گذاری خود به هیچ کس سخنی نمی‌گفت. مردم می‌گفتند که او شکست خورده که جای پول هایش را به کسی نمی‌گوید. اما بعد از ۱۴ سال پول او ۱۰۰ میلیون دلار ارزش داشت.

به جای پیروی از جمعیت، او به دنبال سرمایه گذاری های نامرغوب بود و به طور کلی طرفدار ضعیفان بازار بود. به قول وارن بافت شما باید با استانداردی که درون خود تعریف می‌کنید خود را بسنجنید نه استانداردی که دنیا برای شما تعیین می‌کند.

انگشت خود را مک نزنید

قبل از این که هر گونه تصمیمی بگیرید، در مورد موقعیت خود و تصمیم خود اطلاعات کاملی بدست آورید و از دوستان و آشنایان خود در مورد تمام موضوعات مشورت بخواهید. هر گونه تصمیم عجله‌ای و یا مشورت نکردن همانند این است که انگشت شصت خود را مک بزنید. وارن بافت می‌گوید زمانی که او قصد خرید کسب و کاری را داشته باشد، ابتدا منتظر است که طرف مقابل سرنخ‌هایی از قیمت به او بدهد.

10 راز موفقیت وارن بافت

قبل از شروع بیاموزید

اهرم چانه زنی شما همیشه قبل از شروع معامله قوی تر است. وارن بافت این را زمانی متوجه شد که بچه بود. زمانی که پدر بزرگ او، ارنست، او و دوستش را مامور یافتن یک حشره در بقالی اش کرد. وارن و دوستش ۵ ساعت وقت صرف کردند و سپس با دستان یخ زده به پدربزرگش مراجعه کردند. ارنست فقط ۹۰ سنت به هردوی آن ها داد. وارن از کاری که کرده بود وحشت زده شد؛ چرا که در کمتر از یک ساعت می‌توانست این مقدار پول را به جیب بزند. وارن بافت گفته که حتی با دوستان و آشنایان خود قبل از انجام هر کاری، قرار داد بسته و در مورد جزئیات به توافق برسید.

رمز موفقیت وارن بافت در بازار سهام چیست؟

وارن بافت 2016 warren buffett

برای سالیان دراز، سرمایه‌گذاران زیادی در سرتاسر جهان تلاش کرده‌اند تا روش سرمایه‌گذاری وارن بافت را دریافته و به اجرا درآورند.

وارن بافت مدیر عامل و مالک اصلی شرکت سرمایه‌گذاری برکشایر است که توانسته رشد خارق‌العاده سالانه 20 درصدی در 44 سال گذشته داشته باشد. جالب است بدانیم این شرکت در سال‌های 2000 تا 2010 رشد 76 درصدی داشته در حالی که شاخص 500 شرکت برتر بازار بورس امریکا (S&P500) نشان‌دهنده افت 11 درصدی در این دوره است.

همچنین اگر نسبت شارپ را که شاخصی برای اندازه‌گیری نسبت بازده به ریسک است برای شرکت برکشایر و همه صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و نیز شرکت‌هایی که دارای سابقه بیش از 30 سال حضور در بورس طی 85 سال اخیر (1926-2011) بوده‌اند مقایسه کنیم، این شرکت در بین هزاران صندوق و شرکت، رتبه اول را به خود اختصاص می‌دهد. به عبارت دیگر، شرکت برکشایر به ازای هر واحد ریسک تحمل شده بیشترین بازدهی ممکن را به ارمغان آورده است.

مطالب مرتبط:

رمز موفقیت وارن بافت در بازار سهام چیست؟

کتاب‌ها و مقالات بسیاری راجع به وارن بافت نگاشته شده که هریک گوشه‌هایی از نگاه وی به عنوان یک سرمایه‌گذار اسطوره ای را موشکافی می‌کنند، اما می‌توان گفت همچنان روش سرمایه‌گذاری وی تا حد زیادی ناشناخته مانده و به صورت علمی و دقیق مورد بررسی قرار نگرفته است.
اخیرا برخی از اساتید دانشگاه‌های نیویورک و ییل که از مدیران ارشد صندوق خطرپذیر (Hedge fund) مشهور AQR نیز هستند، در مقاله ای که در دست انتشار است، تلاش کرده‌اند راز موفقیت وارن بافت را با روشی علمی شناسایی کنند.

در این مقاله با کمک تکنیک‌های آماری مربوط به فاینانس تجربی (Empirical Finance) تلاش شده تا نقش عوامل تعیین‌کننده در بازده شرکت برکشایر به روشی علمی و مستدل شناسایی شود. علاقه‌مندان به جزئیات فنی این تکنیک‌ها می‌توانند به مقاله مذکور مراجعه کنند، اما مروری بر یافته‌ها و نتایج این مقاله خالی از لطف نیست. این یافته‌ها به سه سوال مهم پاسخ می‌دهند.

اولا، وارن بافت با انتخاب چه نوع سهامی توانسته به عملکرد رویایی خود دست یابد؟

ثانیا، آیا تنها قدرت تحلیل و انتخاب سهام خوب عامل موفقیت وی بوده یا عوامل دیگری نیز به کمک وی آمده است؟

ثالثا، آیا بازده بالای سبد سرمایه‌گذاری وی ناشی از این است که وی یک تحلیلگر سهام (Stock-picker) ماهر است یا توانایی‌های مدیریتی وی در شرکت‌هایی که سهامدار آنهاست نقش اساسی را بازی کرده است؟ به عبارت دیگر، اگر وارن بافت سهامدار این شرکت‌ها نبود، آیا بازهم عملکرد این شرکت‌ها تا این اندازه موفق بود؟

در پاسخ به سوال اول، در ادبیات مالی برای بررسی قدرت تحلیل یک مدیر سرمایه‌گذاری، ابتدا سعی می‌کنند تاثیر عوامل شناخته شده ریسک بر بازده سبد سرمایه‌گذاری وی را کنترل کنند. به عبارت دیگر، اگر مثلا بدانیم سهام شرکت‌های کوچک‌تر به طور سیستماتیک ریسک بالاتری نسبت به سهام شرکت‌های بزرگ داشته باشد، طبیعتا انتظار این است که بازده این شرکت‌ها نیز نسبت به شرکت‌های بزرگ بالاتر باشد. بنابراین اگر یک مدیر سرمایه‌گذاری صرفا با انتخاب سهام شرکت‌های کوچک توانسته باشد بازده بالایی کسب کند، این بازده نشانگر قدرت تحلیل بالای وی نیست و تنها نشان می‌دهد که وی بازده بالای کسب شده را در ازای تحمل ریسک بیشتر کسب کرده است، نه توانایی تحلیل فوق العاده.

در ادبیات مالی حداقل چهار عامل ریسک شناسایی شده است که شامل عامل بازار (Market)، اندازه (Size)، ارزش (Value) و شتاب (Momentum) است. بر اساس تحقیقات، عوامل ریسک بالا به ترتیب به گونه ای هستند که سهام شرکت‌های با بتای بالا، اندازه کوچک، نسبت قیمت به عایدی (P/E) پایین و بازده بالا در 12 ماه گذشته، دارای ریسک بالاتر و در نتیجه بازده بالاتر خواهند بود. بنابراین، با کنترل این چهار عامل، هرآنچه بازده اضافی یک سبد سرمایه‌گذاری باشد که قابل نسبت دادن به این عوامل نیست به نام آلفا (Alpha) شناخته می‌شود و در حقیقت بازدهی است که مدیر سبد به دلیل قدرت تحلیل خود و بدون تحمل ریسک کسب کرده است.

معمای شرکت برکشایر در این است که بازده بالای این شرکت ارتباطی به این چهار عامل ریسک ندارد و به عبارت دیگر، ناشی از عواملی غیر از عوامل ریسک مذکور یکی از رموز موفقیت وارن بافت است. در دو سال اخیر، تحقیقات جدید دو عامل جدید بازده به نام‌های (BAB (Betting-Against-Beta و (QMJ (Quality Minus-Junk را شناسایی کرده اند. عامل اول ادعا می‌کند که بازده شرکت‌های با بتای (همبستگی با نوسانات بازار) پایین به طور سیستماتیک بالاتر از بازده شرکت‌های با بتای بالا است و عامل دوم نشان می‌دهد شرکت‌هایی که جریان نقدی، رشد سودآوری و نسبت تقسیم سود بالایی دارند، در بلندمدت بازده بالاتری نسبت به سایرین دارند.

در این تحقیق نشان داده شده است که بخش بزرگی از بازده وارن بافت ناشی از این دو عامل جدید است. به این معنا که وی در انتخاب سهام، شرکت‌هایی را برمی گزیند که اولا بتای پایینی دارند و به اصطلاح چندان از نوسانات و جو حاکم بر بازار پیروی نمی‌کنند و ثانیا او شرکت‌هایی با جریان نقدی بالا، رشد سودآوری مناسب و سود تقسیمی بالا را انتخاب کرده و در زمانی که قیمت مناسبی دارند (نسبت P/E پایین) خریداری می‌کند.

به زبان خود وی: «فرقی نمی‌کند که بخواهم سهام (Stocks) بخرم یا جوراب (Socks)، من دوست دارم کالای باکیفیت را وقتی تخفیف خورده خریداری کنم!» بنابراین، به طور خلاصه، وی سهام شرکت‌های کم ریسک دارای جریان نقدی و تقسیم سود بالا و رو به رشد را در قیمت مناسب خریداری می‌کند.

در پاسخ به پرسش دوم، این مطالعه نشان می‌دهد تنها عامل موفقیت وارن بافت انتخاب هوشمندانه سهام نیست. یکی از عوامل مهم در عملکرد موفق وی استفاده از اهرم (Leverage) است. بخش بزرگی از دارایی‌های شرکت برکشایر مربوط به سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌های بیمه است.

این سرمایه‌گذاری به وی این امکان را می‌دهد که از طریق خرید بیمه نامه‌های این شرکت‌ها به نوعی خط اعتباری کم ریسک و ارزان قیمت دسترسی پیدا کند. به عبارت دیگر، دسترسی مطمئن به منابع تامین مالی ارزان قیمت عاملی است که وی را قادر ساخته در زمانی که همگان در بازار سهام در تنگنای فروش سهام و محدودیت منابع مالی قرار دارند، سهام باکیفیت را با قیمت بسیار ارزان خریداری کند.

سرمایه‌گذاری 5 میلیارد دلاری وارن بافت در بانک Goldman Sachs در اوج بحران مالی 2008 مثال خوبی از این رویکرد است. به علاوه، این منابع مالی ارزان و کم ریسک به وی این امکان را داده است که در دوره‌هایی که سبد وی بازدهی منفی قابل توجهی داشته است نیز دست از اصول خود نکشد و دارایی‌های خود را به ثمن بخس نفروشد.

به عنوان مثال، طی سال‌های 1998 تا 2000 سهام شرکت برکشایر 44 درصد کاهش قیمت را تجربه کرد؛ در حالی که شاخص بورس بازده 32 درصدی را به خود دید.
اما وی با پافشاری بر اصول سرمایه‌گذاری خود توانست این دوره دشوار را سپری کرده و با ترکیدن حباب شرکت‌های اینترنتی به همه ثابت کند که روش سرمایه‌گذاریش هنوز هم منحصربه‌فرد است. در نهایت، لازم است پاسخ این پرسش را بیابیم که آیا توانایی وارن بافت مربوط به انتخاب شرکت‌های پربازده است یا ناشی از توانایی‌های مدیریتی وی است که باعث می‌شود در شرکت‌هایی که وی سهامدار آنهاست تغییراتی ایجاد کند که نهایتا منجر به رشد سودآوری می‌شود.

برای پاسخ به این سوال، در این مقاله به مقایسه عملکرد شرکت‌های بورسی و غیر بورسی که وارن بافت در آنها سرمایه‌گذاری کرده، پرداخته است.

ایده از این قرار است که توانایی‌های مدیریتی در مورد شرکت‌های بورسی که معمولا بزرگ بوده و تعداد زیادی سهامدار دارند چندان تاثیری ندارد؛ زیرا سهامداران نمی‌توانند به تنهایی تصمیمات بنگاه را تغییر دهند، اما در شرکت‌های غیربورسی، این امکان بسیار بالاتر است و بنابراین اگر تفاوت فاحشی در عملکرد پورتفوی بورسی و غیر بورسی برکشایر باشد، می‌توان آن را به توانایی‌های مدیریتی وارن بافت نسبت داد. مقایسه عملکرد این دو گروه نشان از عدم وجود تفاوت قابل توجه بوده و نشان می‌دهد وارن بافت یک تحلیلگر سهام (stock-picker) ماهر است و به دنبال تاثیرگذاری بر تصمیمات مدیریتی شرکت‌ها نیست.

آنچه به طور خلاصه می‌توان به عنوان رمز موفقیت وارن بافت ذکر کرد، از یکسو توانایی مثال زدنی وی در شناسایی سهام با جریان نقدی، رشد سودآوری و نسبت تقسیم سود بالاست، اما شاید مهم‌تر از آن، قدرت وی در پیروی از این اصول نسبتا ساده حتی در بدترین شرایط بازار است که وی را قادر ساخته با استفاده از منابع ارزان قیمت ناشی از شرکت‌های بیمه، در زمان‌هایی که همه سرمایه‌گذاران پا به فرار گذاشته‌اند، نقدشوندگی خود را حفظ کرده و حتی اقدام به خرید سهام با ارزش ذاتی بالا در قیمتی ارزان کند. به قول معروف، وقتی همه فروشنده‌اند او خریدار است!

قصد شروع سرمایه‌گذاری در بورس را دارید؟ اولین قدم این است که افتتاح حساب رایگان را در یکی از کارگزاری‌ها یکی از رموز موفقیت وارن بافت انجام دهید:

برای سرمایه‌گذاری و معامله موفق، نیاز به آموزش دارید. خدمات آموزشی زیر از طریق کارگزاری آگاه ارائه می‌شود:

یکی از رموز موفقیت وارن بافت

معجزه بزرگ فکر کردن

معجزه بزرگ فکر کردن

فراتر از مسائل پیش پا افتاده فکر کنید. نگاهتان را به اهداف بزرگ بدوزید. قبل از انکه درگیر موضوع بی اهمیتی شوید از خودتان بپرسید واقعا ارزشش را دارد؟

چرا یکی از رموز موفقیت وارن بافت باید آموزش ببینیم ؟

آیا با آموزش هایی که در زمان تحصیل ، مدرسه و دانشگاه دیدیم می توانیم به آنچه مدنظرمان هست برسیم و یا حرفه ای را را خودمان راه اندازی کنیم ؟

هنر رزم یا هنر صلح

هنر رزم یا هنر صلح

امروزه گرایش فکری بشر به سمت انگاشت «برد- برد» است در این تفکر برای برنده بودن لزومی ندارد که طرف دیگر بازنده باشد.

لزوم یادگیری مذاکره صحیح

لزوم یادگیری مذاکره صحیح

بیش از هشتاد درصد از فعالیت های روزانه ما در ارتباط با اطرافیانمان شکل می گیرد و این آمار بیان گر اهمیت کسب مهارت در روابط انسانی است.

برچسب ها

11 راز موفقیت وارن بافت

مقاله اول

وارن بافت یکی از برترین تاجران و سرمایه گذاران آمریکایی است که هم اکنون صاحب، مدیر اجرایی و سرمایه گذار اصلی برکشایر هاتاوی است

راز موفقیت «وارن بافت»

مترجم: مریم مرادخانی منابع: INC, CNBC : کارآفرین مشهور آمریکایی و مرد ثروتمند جهان، راز موفقیت خود را «کارکنان عاشق» عنوان می‌‌کند. «وارن بافت» می‌‌گوید: استخدام نیروهایی که در درجه اول «صداقت» و در عین حال «هوش بالا» و «انرژی فراوان» دارند، می‌‌تواند کسب‌وکار را به نتایج مثبت برساند. اما این، همه چیز نیست. مدیرانی که «آزادی عمل» کارکنان و «هدف محوری» را بر «مدیریت ذره‌‌بینی» ترجیح می‌‌دهند، محیط‌‌کار را برای «عشق به کار» فراهم می‌‌کنند.

راز موفقیت «وارن بافت»

وارن بافت، مدیر ارشد هلدینگ برکشایر هاتاوی را همه به واسطه خرد و دانشش در حوزه سرمایه‌گذاری می‌‌‌شناسند اما او ادعا می‌کند که موفقیتش را تا حد زیادی مدیون استخدام افراد مناسب است. او که حالا ۹۱ سال دارد، به رهبران توصیه می‌کند که هنگام ارزیابی کارجوها در فرآیند مصاحبه، راستی و صداقت را در اولویت همه ویژگی‌‌‌ها قرار دهند: «ما موقع استخدام به دنبال سه چیز هستیم. به دنبال هوش، انرژی یا ابتکار و راستی هستیم. و اگر فرد، ویژگی آخر را نداشته باشد، اولی و دومی، شما را خواهند کشت چون اگر می‌‌‌خواهید کسی را که صداقت ندارد استخدام کنید، بهتر است تنبل و کودن باشد.» منظور او این است که اگر کارمند مربوطه، هوش و انرژی داشته باشد اما صداقت نداشته باشد، آن دو ویژگی ممکن است به ضررتان تمام شود.

مقصود او از انرژی، انرژی روانی است. کسی که همیشه در حال تفکر است و ایده و درون‌‌‌داد برای ارائه دارد. هوش نیز می‌تواند طیف وسیعی را شامل شود، از هوش هیجانی گرفته تا نبوغ یا مهارت‌‌‌های اجتماعی. هوش را به سختی می‌توان در فرآیند مصاحبه شناسایی کرد اما شناسایی انرژی به مراتب آسان‌‌‌تر است. زبان بدن و حالت صورت و گفتار، فاکتورهای خوبی برای تشخیص انرژی هستند. اما از همه اینها مهم‌تر، صداقت و راستی است.

اهمیت راستی و صداقت

این روزها مدیران استخدام باید فرآیند مصاحبه را خوب بررسی کنند تا مطمئن شوند که فرد مورد نظرشان، دارای راستی و صداقت است؛ ویژگی‌‌‌ که نمی‌شود از آن کوتاه آمد. بافت سال‌ها پیش در نامه سالانه‌‌‌اش به سهامداران برکشایر نوشت: «۲۰ سال طول می‌‌‌کشد که برای خودتان وجهه‌ای دست و پا کنید و ۵ دقیقه کافی‌است تا کاملا خرابش کنید.»

قطعا کارجوهایی هستند که در مصاحبه، عدم‌صداقت از خود بروز می‌دهند. این به‌خصوص در دوره کرونا مصداق دارد که شرکت‌ها عجله دارند زودتر نیرو استخدام کنند و ممکن است از رفتارهای غیرصادقانه کارمندها چشم‌‌‌پوشی کنند.

کارجوها بیش از آنچه فکر می‌‌‌کنید دروغ می‌‌‌گویند

شرکت چکستر که کارش کمک به سازمان‌ها در بهبود تصمیم‌گیری استخدام است، چندی پیش از ۴۰۰ کارجو نظرسنجی کرد. نتیجه، شگفت‌‌‌انگیز بود: حدود ۷۸‌درصد اقرار کردند درباره قابلیت‌هایشان دروغ گفته یا ممکن است بگویند، مثلا در مورد معدل، دستاوردها، عنوان‌‌‌های شغلی و حتی معرف‌‌‌ها. و جالب‌‌‌تر اینکه وقتی از مدیران استخدام و کارشناسان منابع انسانی درباره معیارهای اخلاقی سوال شد، ۶۶‌درصد گفتند «اظهارات نادرست یا حتی دروغ را قبول می‌‌‌کنیم، اگر توضیح خوبی برایش وجود داشته باشد، یا اگر نتوانیم کارجوی بهتری پیدا کنیم.»

تنها ۱۶‌درصد کارجوها گفته‌‌‌اند هرگز دروغ نمی‌‌‌گویند. چیزی که بیشتر ما را ناراحت می‌کند این است که این ماجرا، جاده دو‌‌‌طرفه است. یعنی شرکت‌ها هم در آن دخیلند. اغلب شرکت‌ها طی فرآیند استخدام، کارجوهای فریبکار را از گزینه‌‌‌هایشان حذف نمی‌‌‌کنند. در حقیقت، ۶۶‌درصد کارفرماها اجازه می‌دهند کارجو، از دروغی که گفته قسر در برود. تنها ۳۴‌درصد شرکت‌ها فردی که دروغ گفته را هرگز استخدام نمی‌‌‌کنند. بقیه، با تبصره‌‌‌هایی، از دروغ چشم‌‌‌پوشی می‌کنند. وقتی از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر دست کم درباره یکی از جنبه‌‌‌های خود دروغ گفته‌‌‌اند و دو سوم کارفرماها که می‌‌‌گویند در هر حال این افراد را استخدام می‌کنند، این یعنی بعید است نیروی کار شرکت شما، متشکل از افراد دارای انرژی و هوش و راستی باشد.

بافت این را می‌‌‌داند. به همین علت است که این‌قدر به راستی اهمیت می‌دهد. شاید استخدام فرد مناسب طول بکشد اما در نهایت، زمانی که صرف کردید یکی از رموز موفقیت وارن بافت می‌تواند یک سرمایه‌گذاری با ارزش باشد.

استعفای بزرگ

نوامبر پارسال، حدود ۴/ ۵‌میلیون نیروی کار آمریکایی از کار خود استعفا داده و به دنبال فرصت‌‌‌های شغلی دیگر رفتند. این بالاترین رقم استعفا در یک ماه است که از سال ۲۰۰۰ تا به حال ثبت شده (تا قبل از سال ۲۰۰۰، این آمار ثبت نشده بود). این اتفاق کوچکی یکی از رموز موفقیت وارن بافت نیست. حجم استعفاها آنقدر بالا بوده که نامش را «استعفای بزرگ» گذاشته‌‌‌اند. استعفای بزرگ، باعث پیدایش روند دیگری به نام «شروع تازه» شده. مدیران ارشد و رهبران منابع انسانی شرکت‌های بزرگ و کوچک حالا دارند درباره استراتژی‌‌‌های حفظ و مشارکت نیروی کار خود تجدیدنظر می‌کنند تا تبعات ناشی از این استعفاها متوقف شود. در اینجا بد نیست دوباره سراغ توصیه‌‌‌های بافت برویم که بی‌‌‌ارتباط به استعفای فله‌‌‌ای کارمندها نیست.

بافت: شغلی پیدا کنید که عاشقش هستید

وارن بافت یک راه‌حل ساده برای این مشکل دارد که بارها درباره‌‌‌اش صحبت کرده. او در سخنرانی‌ای برای دانشجویان مدرسه کسب و کار دانشگاه کالیفرنیا، این پیشنهاد را ارائه کرد:

«از شما خواهش می‌‌‌کنم شغلی انتخاب کنید که عاشقش هستید. باید عقلتان را از دست داده باشید اگر دائما شغل‌‌‌هایی انتخاب می‌‌‌کنید که دوست ندارید، صرفا به خاطر آنکه رزومه‌‌‌تان درخشان شود.» خب، این توصیه خوبی است اما یک کارجو نمی‌تواند در مصاحبه توی چشم‌‌‌های مدیر استخدام زل بزند و به او اعلام کند: «من شغلی می‌‌‌خواهم که عاشقش باشم.» اگر امکان پیدا کردن شغلی که عاشقش هستیم وجود نداشت، شاید بشود کاری کرد که شغل فعلی‌‌‌مان را دوست داشته باشیم. سوال اصلی‌‌‌ای که رهبران باید جوابش را پیدا کنند، سوالی‌ است که فرهنگ شرکت را نشانه می‌گیرد: «چطور محیط کاری فراهم کنیم که در آن افراد، کاری که عاشقش هستند را انجام دهند و در نتیجه آن، کسب و کار به نتایج مثبت برسد؟» این مشکلی است که قبل از پاندمی باید حل می‌شد و قطعا حالا باید به آن رسیدگی کرد.

چطور از استعفای افراد جلوگیری کنیم؟

برای آنکه توصیه وارن بافت را در بستر کسب و کار محلی به کار ببرید، ابتدا باید این را بپذیرید که نسل جدید کارکنان، انتظارات کاملا متفاوتی دارد. بنابراین، مدیران باید بر یکی از رموز موفقیت وارن بافت اساس یکسری قوانین جدید، عمل کنند. در اینجا، یک نقشه راهنما را می‌‌‌بینید برگرفته از کتاب راهنمای مربیگری و آموزش خودم، که با استفاده از آن به کارکنانتان کمک می‌‌‌کنید شغل‌شان را دوست داشته باشند:

۱- کار را هدفمند کنید

عرصه کار در آینده، هدف‌‌‌محور و دارای آزادی عمل است. یعنی هر کس مالک و مسوول کاری است که انجام می‌دهد، چه وقتی که برای خود کار می‌‌‌کنید و چه زمانی که با همکاران برای خلق یک ارزش، همکاری می‌‌‌کنید.

۲. محیطی دارای ارزش‌‌‌های مشترک بسازید

بیایید قبول کنیم که بعضی محیط‌های کار می‌تواند طاقت‌‌‌فرسا، دچار دسیسه و پر از افراد سمی باشد اما محیط کاری خوب است که افراد، «عاشق» آمدن به سر کار باشند. در چنین محیطی، فرهنگ مثبت و انگیزه‌‌‌بخش است. وقتی همکاران و مدیران در یک محیط امن روانی کار می‌کنند و ارزش‌‌‌ها، اخلاقیات، اعتقادات و هنجارهای مشترک دارند، تک تک افراد به شکلی منحصر به فرد، در جایگاهی قرار گرفته‌‌‌اند که عشق دهند و عشق بگیرند بدون ترس از جریمه. این به افزایش عملکرد کلی شرکت منجر می‌شود که یکی از رموز موفقیت وارن بافت نهایتا افراد مشابه را که عاشق کارشان هستند، جذب می‌کند.

۳- مدیران میانی را توانمند کنید

در بسیاری از سازمان‌هایی که آموزششان داده‌‌‌ام، وظیفه مدیری که بالای سر کارمند است، این است که ترتیبی دهد کارها جلو بروند و قوانین و سیاست‌ها اجرایی شوند. در اینجا فرصتی هست که به آنها اختیار و قدرت داده شود تا مدیریت یکی از رموز موفقیت وارن بافت را یاد بگیرند اما آنها چنین امکانی ندارند چون آزادی و استقلال تصمیم‌گیری ندارند که بتوانند روی جنبه‌‌‌های انسانی کارشان تمرکز کنند.

وقتی به مدیران، آزادی داده می‌شود و شروع می‌کنند به تمرکز روی رابطه با کارمندها (گوش دادن به نیازها، دغدغه‌‌‌ها و ایده‌‌‌های آنها)، زودتر به راه‌حل‌‌‌های نوآورانه می‌‌‌رسند.

بارها از مدیران شنیده‌‌‌ام که می‌‌‌گویند «نمی‌توانم به درخواست کارمندم رسیدگی کنم چون سیاست شرکت اجازه نمی‌‌‌دهد و دستم بسته است.» حالا که دور، دور انعطاف‌‌‌پذیری و سلامت است، مدیران ارشد باید به مدیران میانی آزادی عمل دهند تا بتوانند غریزه انسانی خود را تمرین و به واسطه آن، نیازهای کارکنانشان را رفع کنند. مثلا شاید لازم باشد سیاست‌ها طوری تغییر کنند که یکی از رموز موفقیت وارن بافت متناسب با نقاط قوت و شخصیت اعضای تیم باشد. در نتیجه، محیطی شکل می‌گیرد که در آن، هم کارکنان و هم مدیران میانی دوست دارند در آنجا بمانند چون احساس «دوست داشته شدن» و حمایت شدن از مدیران ارشد می‌‌‌گیرند.

۴- مدیران دارای شخصیت را استخدام کنید و ارتقا دهید

افرادی که دارای شخصیت و صداقت هستند، قابل اعتمادند، حالا در هر سطحی از مدیریت که باشند. شما نگران اقدامات چنین فردی نیستید. نگران نیستید که شما را زیر پا له کند. و این محیط کار را جذاب و مملو از عشق می‌کند. فرد با شخصیت همچنین، صداقت و افراد صادق بیشتری را به سوی سازمان روانه می‌‌‌سازد. به این ترتیب، محیط کار برای کسانی که دنبال چنین چیزی هستند، جذاب می‌شود. همه دوست دارند چنین جایی کار کنند.

فراموش نکنید کارکنانی که عاشق کارشان هستند، انگیزه بیشتری دارند که زمان بیشتری برای انجام کارها صرف کنند. آنها کارها را انجام می‌دهند چون «دوست دارند» نه از سر رفع تکلیف یا اجبار.

قابلیت اعتماد

یکی دیگر از ویژگی‌‌‌های مورد تاکید وارن بافت، مورد اعتماد بودن کارجو است. کارفرماها همواره به دنبال استخدام کارجوی بی‌عیب و نقص هستند اما در این راستا، معیارهای مناسبی را در اولویت قرار نمی‌‌‌دهند. آنها بیش از حد روی مهارت‌‌‌ها و تجربیات زوم می‌کنند. اما به ندرت از خودشان می‌پرسند: «آیا این آدم قابل اعتماد است؟» بافت که یکی از موفق‌‌‌ترین سرمایه‌گذاران جهان است در سخنرانی‌‌‌ای در سال ۱۹۹۸ خطاب به دانشجویان دانشگاه فلوریدا بر اهمیت اعتماد تاکید کرد. اما منظور او از قابلیت اعتماد چیست؟

نیرویی که از ۱۰۰ نفر بهتر است

استخدام یک نیروی قابل اعتماد یعنی حصول اطمینان از اینکه او صادق و شریف باشد، یعنی حتی وقتی کسی حواسش به او نیست، به استانداردها و اصولی پایبند باشد. با وجدان و وظیفه‌‌‌شناس باشد، مطمئن باشید که درست قضاوت می‌کند و به آنچه می‌‌‌گوید عمل می‌کند.

نیازی به نظارت بر او یا مدیریت ذره‌‌‌بینی او نداشته باشید: اهداف تیم را درک کند و به اندازه شما، به کیفیت کار اهمیت دهد.

خود بافت نیز این ویژگی را بسیار ارج می‌‌‌نهد تا جایی که در نامه‌‌‌ای به سهامداران در سال ۲۰۰۳، عقد قرارداد با شرکت مک‌‌‌لین وابسته به والمارت را به عنوان مثال آورد. یک قرارداد عظیم با یک شرکت بزرگ. فرآیند تایید قاعدتا باید کلی طول می‌‌‌کشید. ده‌‌‌ها وکیل باید تک تک قراردادها و اسناد و توافقات را می‌‌‌خواندند. یک لشکر حسابدار باید تک تک آیتم‌‌‌ها در صورت‌های مالی شرکت را بررسی می‌کردند. و‌میلیون‌‌‌ها دلار و ماه‌‌‌ها زمان لازم بود تا پروسه کامل شود. اما بافت تنها با صرف دو ساعت، یعنی در یک جلسه دو ساعته و یک دست دادن، قرارداد را نهایی کرد. او می‌‌‌گوید: «بررسی خاصی نکردیم. می‌‌‌دانستم که همه چیز دقیقا همانی خواهد بود که والمارت گفته بود. و همان‌طور هم شد.»

یک جلسه دو ساعته و دست دادن و تمام؟ تصور کنید که چقدر زمان و پول و زحمت هدر می‌‌‌رفت اگر بافت به طرف مقابل اعتماد نداشت. جلوگیری از اتلاف این همه سرمایه، صرفا به این خاطر بود که یکی از طرفین مطمئن بود طرف مقابل به حرف‌‌‌هایش عمل می‌کند. در مورد استخدام هم همین است. داستان بافت نشان می‌دهد که اعتماد چه اهرم قدرتمندی است که با اتکا به آن، با تلاشی ناچیز می‌توانید نتایج عالی بگیرید. بهتر است یک کارجوی کم تجربه اما صادق، مبتکر و باهوش را استخدام کنید. به هر حال اگر او سابقه خودجوش بودن و اخلاق‌‌‌مداری و تشخیص مشکل را داشته باشد، احتمالا عملکرد بالایی نیز خواهد داشت. بدون اعتماد، داشتن یک تیم با عملکرد بالا ممکن نیست.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.