تنظیم حد سود بر اساس سطوح کلیدی


  • ابزارهای معاملاتی بیشتری را که نتونید به راحتی مدیریت، دنبال و تحلیل کنید، معامله نکنید.
  • هر ابزار معاملاتی رو که انتخاب می کنید، تا سه ماه حداقل باهاش کار کنید تا یه مبنایی از اون داشته باشید.
  • به طور ایده آل در همان دسته دارایی بمونید تا زمانی که با آن دسته دارایی ثبات و سودآوری داشته باشید.

سلاح مخفی معامله گران حرفه ای

زمانی که به دنبال درک بازهای مالی باشید، انواع تجزیه تحلیل های کمی را مشاهده می‌کنید. معروف‌ترین این روش‌ها، تجزیه و تحلیل بر اساس حرکت‌هاست، در این روش از شاخص‌های ریاضی که بر روی قیمت ها اعمال شده برای بررسی نیروهای فعلی در بازار استفاده می‌شود. تجزیه تحلیل فاندامنتال بر اساس داده های منتشر شده‌ی اقتصادی و مبنی بر انحراف معیار است. تحلیل سطح کلیدی نیز از محورهای روزانه، سطح فیبوناچی، نقطه اوج و پایین ترین سطح روزانه و غیره استفاده می‌کند.

با تمام این‌ها هنوز مشخص نشده که چرا قیمت در یک سطح خاص رفتار خاصی را نشان می‌دهد؟

وقتی قیمت به یک سطح کلیدی نزدیک می‌شود، میتوان انتظار داشت که سناریوهای مختلفی اتفاق بیفتد، در یک سطح کلیدی ممکن است معکوس شود، ممکن است به راه خود ادامه دهد و سطح را بشکند، یاممکن است یک شکست نادرست و جعلی که به (Fake-out) معروف است اتفاق بیفتد.

تجزیه و تحلیل جریان سفارشات میتواند سطوح کلیدی را تعریف کند اما یک جنبه‌ی منحصر به فرد دیگر را نیز در بر می‌گیرد، مقاومت در آن سطح را مشخص می‌کند.

قبل از ادامه کار باید درک کنیم که تغییر قیمت به چه معناست؟ قیمت ها به دلیل عدم تعادل بین تقاضای خریداران و عرضه فروشندگان حرکت می‌کنند. به این ترتیب صرافی ها تعیین می‌کنند که حرکت بعدی به چه شکلی می‌تواند باشد. این موضوع شامل همه‌ی بازارها از جمله سهام، معاملات آتی، کالاها، اوراق قرضه و ارزهای خارجی می‌شود.

جریان سفارش چیست؟

جریان سفارش مقدار سفارشی است که انتظار می‌رود در سطح مشخصی از قیمت اجرا شود.

در حالی که قیمت در یک حرکت صعودی رو به افزایش است، بالاخره در یک نقطه خاص متوقف می‌شود. در این بخش تجمع صعودی اتفاق می‌افتد زیرا در اصل تعداد خریداران بیشتر از تعداد فروشندگان می‌شود. در این‌ موقعیت عدم تعادل بین خریداران و فروشندگان اتفاق می ‌افتد، در حالیکه تقاضای خریداران بیشتر است. بنابراین قیمت بالا می‌رود تا جایی که دیگر خریداری وجود نداشته باشد و تعداد فروشندگان نسبت به خریداران افزایش یابد. این عدم تعادل جدید که در آن تعداد فروشندگان بیشتر است قیمت را به سمت پایین سوق می‌دهد.

این سناریوی ساده همان اتفاقی است که در بازار های خرد و کلان رخ می‌دهد، در اصل جوهره‌ی چیزی است که باعث حرکت قیمت به بالا یا پایین می‌شود.

وقتی که نمودار قیمت‌ها را مشاهده می‌کنید و تعادل در قیمت های مختلف را تفسیر می‌کنید.

به همین راحتی وقایع را پس از اتفاق افتادن در نمودارها مشاهده می‌کنید. اما اگر بتوانید سطح قیمت آینده را با دقت نسبتا مناسبی پیش‌بینی کنید، چه می‌کنید؟ چه اتفاقی می‌افتد اگر از قبل بدانید که جریان معکوس در چه زمانی و چه قیمتی رخ می‌دهد؟

در این‌صورت می‌توانستید مطمئن شوید که معامله خود را در کجا شروع کنید و کجا باید از معامله خارج شوید.

تجزیه و تحلیل جریان سفارش به معنی تجزیه و تحلیل معاملاتی منحصر به فردی است که به شما کمک می‌کند با اطمینان در موارد عدم تعادل سفارشات، قیمت آینده را پیش بینی کنید. و کمک می‌کند که با دقت و اطمینان بیشتری وارد بازار شوید.

چه نوار حجم سفارشی در فارکس شما دیده می‌شود.

در بیشتر بازارهای مالی، جریان سفارشات به معنی انباشت سفارشاتی است که در یک سطح خاص منتظر هستند، که ترکیبی از تعداد سفارشات و حجم آن‌هاست.

در فارکس وضعیت متفاوت است، هیچ داده معتبری وجود ندارد که معامله گران بتوانند به آن اعتماد کنند.

بازار فارکس یک بازار غیر متمرکز است و هیچ مسئولیتی در قبال اداره این بازار وجود ندارد. بازارهای دیگر مثل بورس اوراق بهادار، بازار آتی، بازار کالا دارای یک بورس متمرکز هستند که بر بازار حاکم است. پس در این بازارها نوار حجم سفارش ارائه می‌شود، که به عنوان اطلاعات سطح دو نیز شناخته می‌شود.اطلاعات سطح دو نشان می‌دهند سفارشاتی که در انتظار هستند و مقادیری که در آینده بالاتر یا پایین تر از قیمت فعلی بازار قرار خواهند گرفت، چه مقداری است.

اکر معاملات آینده شما مربوط به سهام یا کالا باشد، اطلاعات سطح دو یک نمودار بسیار مفید برای تجزیه و تحلیل شماست.

اما همانطور که قبلا گفتیم در معاملات فارکس اطلاعات سطح دو وجود ندارد، زیرا هر کارگزار به یک سری اطلاعات محدود متصل است. این اطلاعاتدر اختیار بانک‌ها وجود دارد که هر کدام با بقیه کار می‌کنند. اگر هر گونه اطلاعات سطح دویی در فارکس پیدا کردید باید بدانید که ممکن است اطلاعات متفاوتی در جای دیگری پیدا کنید.

حجم اطلاعات در فارکس

کارگزاران فارکس شاخصی را ارائه می‌دهند که به حجم معروف است. در معاملات فارکس، حجم مقدار واقعی معاملات را نشان نمی‌دهد، فقط میتواند تعداد تیک ها و مقدار معاملات در یک کارگزاری خاص را نشان دهد. در اکثر سیستم های فارکس، حجم اطلاعاتی که در سطح دو سهام وجود دارند مانند تعداد تیک های جمع شده و سفارشات در محور قیمتی بالا و پایین را ارائه نمی‌دهد.

پس در فارکس باید الگوهای نمودار را تجزیه و تحلیل کنید و دریابید جریان منتظر چه قیمتی است.

جریان سفارش در معاملات فارکس چیست؟

اگر تا اینجای مطالب را خوانده باشید، احتمالا متوجه مطلب شده اید، زیرا تجزیه و تحلیل جریان سفارش، یک مفهوم ساده و قابل فهم است.

تجزیه و تحلیل جریان سفارش در واقع فقط یک روش بسیار ساده برای خواندن نمودارها است.

برای درک بهتر، از آن به عنوان تجزیه و تحلیل عرضه و تقاضا نیز یاد می شود. این تجزیه و تحلیل بر این فرض استوار است که شما می توانید جریان سفارش نا متعادل در آینده را پیدا کنید.

جریان سفارش معاملات اساسا بر اساس گذشته نزدیک بازار، اتفاقات مربوط به افت یا افزایش قابل توجه قیمت ها را بررسی می‌کند. به این معنی که هر جا حرکت قیمتی شدیدی مشاهده کرده اند را بررسی می‌کنند.

حرکات بزرگ در نمودار ها به راحتی قابل مشاهده است و با چشم غیر مسلح هم میتوان دید.

این به معنی وجود نظم در جریان سفارشات است که با ساده‌سازی و خواندن تاریخ‌چه نمودارها، داستان خریداران و فروشندگان مشخص می‌شود.

جریان سفارشات در معاملات هیچ شاخصی ندارد، یک نمودار واضح است که با سطوح افقی مشخص شده و ساده ترین شکل تحلیل قیمت هاست.

جریان هم‌چنین میتواند با روش های معاملاتی دیگر ترکیب شود. می‌تواند با هر سبک تجزیه و تحلیل همراه شود و لایه ای از استدلال را برای شما فراهم کند، کمک می‌کند یک حرکت یا استدلال اساسی انحراف معیار به دست آورید.

اگر مایل به کسب اطلاعات بیشتر در مورد جریان سفارشات هستید میتوانید از طریف این ویدیو اطلاعات بیشتری به دست آورید.

با استفاده از جریان سفارشات، از زمان ورود آگاه باشید.

وقتی بر اساس اتفاقات گذشته تجزیه و تحلیل می‌کنید و می‌دانید منتظر چه سطحی هستید، یک مزیت بزرگ دارد، این آگاهی امکان خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالا را برای شما فراهم می‌کند. و این امکان را دارید که زودتر از جریان قیمت ها مطلع باشید، پس می‌توانید سفارشات بعدی خود را تنظیم کنید تا هر وقت زمان مناسب فرا رسید معامله خو را انجام دهید. شما زمان کمتری را جلوی صفحه نمایش هستید و معاملاتتان ساده تر و آسان‌تر می‌شوند و شما فرصت کافی برای تحلیل های بعدی دارید.

جریان سفارش بلند مدت

جریان سفارش کوتاه مدت

از آن‌جایی‌که ماهیت اصلی جریان سفارش، حرکت قیمت است، این روش معامله برای هر بازه زمانی قابل اجرا است. از نمودارهای ماهانه گرفته تا نمودارهای یک دقیقه ای یا علامت گذاری، با همه کار می کند.

با استفاده از جریان سفارشات، از زمان خروج آگاه باشید.

همان راهی که برای ورود نشان می‌دهد برای خروج هم در نظر بگیرید. همیشه می‌توانیم فرض کنیم که قیمت مانند گذشته یک تغییر قابل توجه خواهد کرد، و به مکان مورد نظر نقل مکان می‌کند. با این بینش می‌توان انتهای دیگر معامله را به عنوان نقطه خروج در نظر گرفت و منتظر ماند تا به نقطه مورد نظر برسد، می‌توانیم محدوده ای برای سفارش خود تعیین کنیم و منتظر باشیم تا به هدف مورد نظر برسد.

معامله با سفارشات محدود

به طور خلاصه، سفارشات محدود به سفارشات خرید زیر ارزش بازار یا فروش بالاتر از ارزش بازار گفته می‌شود. این سفارش مربوط به زمانی است که بازار به محدوده‌ی از پیش تعیین شده رسیده باشد.

جریان سفارش خرید محدود

جریان سفارش فروش محدود

سفارشات محدود درمورد معامله گرانی است که دوست دارند در حداکثر قیمتی که می‌خواهند موقعیت خود را باز یا بسته کنند. این کنترل مطلوب است و حتی در صورت لغزش، قیمت بهبود میابد.

با این حال نقطه ضعف عمده این سفارشات این است که ممکن است یه معامله هرگز به نقطه مطلوب نرسد یا سخت گیری در مورد نقطه ورود یا خروج منجر به ایجاد ریسک ضرر یا شاید سود خوبی شود.

نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که هنگام معامله در شرایط پر آشوب بازار، مثلا در زمانی که بازار به دلیل رویدادهای اقتصادی یا رویدادهای غافلگیر کننده، در حال سقوط است که در این صورت ممکن است واکنش مورد انتظار ایجاد نشود، و به همین دلیل استفاده از حد ضرر در معاملات بسیار مهم است.

خلاصه ای از جریان سفارشات

تمام روش های معاملاتی به کاربری که از آن استفاده میکند ربط دارد. تجزیه تحلیل درست با ذهنیت درست می‌تواند باعث موفقت شود، با این حال با استفاده از جریان سفارشات شما امتیازاتی را به دست می‌آورید از جمله:

پرایس اکشن (Price action) چیست و چه کاربردی دارد؟

پرایس اکشن (Price action) و چه کاربردی دارد؟

پرایس اکشن، به بیان ساده، یک استراتژی معاملاتی است که به تریدر‌ها در بازارهای مالی، مخصوصا مارکت ارزهای دیجیتال، اجازه می‌دهد تا بازار را بخوانند و تصمیمات تجاری ذهنی خود را بر اساس حرکت‌های اخیر و واقعی قیمت و نه بر اساس شاخص‌های فنی اتخاذ کنند. در این مقاله از وبسایت ارز تودی قصد داریم معاملات پرایس اکشن را به بیان ساده برای شما بازگو کنیم.

پرایس اکشن چیست؟ (Price action)

پرایس اکشن قسمت مهمی از تحلیل تکنیکال است. این نوع تحلیل برای تریدر‌هایی که انتخاب‌های خود را بر اساس قیمت دارایی‌ها قرار می‌دهند، مناسب است. به هر حال، نوسانات قیمت در بازار‌های مالی باعث سود یا زیان می‌شود، بنابراین پیش‌بینی درست قیمت ارزهای دیجیتال و اوراق بهادار یکی از نشانه‌های موفقیت است.

نحوه خواندن پرایس اکشن

امواج روند و امواج پولبک که به‌عنوان امواج ایمپالس یا پیشرو و امواج اصلاحی نیز شناخته می‌شوند، هنگام معامله بر اساس حرکت قیمت تحلیل می‌شوند. هنگامی که تعداد امواج روند از امواج اصلاحی بیشتر باشد، روند پیشرفت می‌کند. تریدر‌ها به جهت تعیین روند، به سوئینگ بالا، سوئینگ پایین و یا مدت زمان موج‌های روند و پولبک نگاه می‌کنند. با توجه به این معیار‌ها، قیمت در طول یک صعود، سوئینگ‌های بالاتر وسوئینگ‌های پایین‌تری ایجاد می‌کند. عکس آن نیز برای قیمت نزولی صادق است. خطوط روند بین خطوط حمایت و مقاومت در نمودار قیمت شناور می‌شوند و قله‌ها بین آن‌ها قرار می‌گیرند.

به تصویر زیر که خطوط نمودار کندل استیک آمازون (AMZN) است نگاه کنید، این تصویر امواج اصلی بالا و پایین و تغییر روند نزولی و معکوس شدن به روند صعودی را نشان می‌دهد.

خطوط نمودار کندل استیک آمازون (AMZN)

امواج قیمت همچنین می‌توانند الگو‌هایی مانند محدوده (امواج با اندازه مساوی در حال افزایش و کاهش)، مثلث (امواج قیمت در حال کوچک شدن و کوچک شدن) و دامنه افزایش (سوئینگ بالاتر و سوئینگ پایین‌تر) ایجاد کنند.

امواج با اندازه مساوی در حال افزایش و کاهش)

در واقع روند‌ها و الگو‌ها عضو اصلی در پرایس اکشن هستند. تریدر‌ها همچنین به نمودار‌های کندل استیک برای سطوح و الگو‌های عرضه و تقاضا توجه می‌کنند.

پرایس اکشن در فارکس

معاملات پرایس اکشن در همه بازار‌ها از یک قانون پیروی می‌کند. با این حال، نکاتی وجود دارد که دانستن آن‌ها مهم است. نکته اول این است که با وجود اینکه ارز‌های دیجیتالی ۲۴ ساعته در حال معامله هستند، اما بعضی از جفت‌های فارکس زمانی که بازر آن‌ها بسته است، حرکت کمتری دارند. در ادامه‌ی مقاله نحوه کار پرایس اکشن در بازار‌های مختلف مانند بازار‌های فارکس، سهام، شاخص و کالا را به شما آموزش می‌دهیم.

نحوه ترید عرضه و تقاضا به کمک پرایس اکشن

زمانی که فروشندگان زیادی وارد بازار می‌شوند، کاهش شدید قیمت و عدم بازگشت آن رخ می‌دهد که در آن مناطق عرضه قابل توجه است. تریدر‌ها باید مراقب این موارد باشند، زیرا ممکن است فروشندگان هنوز در اطراف باشند و در صورت افزایش قیمت آماده فروش باشند و قیمت را دوباره به پایین بکشند. در جایی که خریداران زیادی به بازار می‌پیوندند، مناطق تقاضا شکل می‌گیرد. قیمت بالا رفته و از آن به بعد کاهش نمی‌یابد. تریدر‌ها به دنبال این هستند که ببینند اگر قیمت به آن سطح بازگردد، آیا بعد از خرید مجدداً افزایش می‌یابد یا خیر.

نحوه ترید عرضه و تقاضا به کمک پرایس اکشن

الگو‌های معاملاتی پرایس اکشن

الگو‌های ادامه دهنده

این الگوها در طول یک روند ظاهر می‌شوند. فرض کنید روند صعودی است و یک مثلث تشکیل شده است. قیمت به دلیل روند صعودی به طور قابل توجهی و به صورت صعود به سمت بالا ‌می‌رود؛ زیرا روند صعودی است. همین موضوع در روند نزولی نیز صدق می‌کند. تکنیک این است که منتظر بمانید تا یک روند توسعه یابد، سپس منتظر بمانید تا یک الگو ظاهر شود، و در نهایت تنها در صورتی معامله کنید که قیمت در جهت روند از الگو خارج شود.

به مثال زیر توجه کنید:

به مثال زیر توجه کنید:

الگو‌های ریورسال

زمانی که قوانین یک روند صعودی یا نزولی شکسته می‌شود، ریورسال پرایس اکشن رخ می‌دهد. وقتی یکی از این اصول اساسی نقض شود، روند دچار مشکل می‌شود. اگر هر دو معیار نقض شوند، بسته به اینکه کدام امواج مشاهده می‌شود، روند برمی گردد.

الگو‌های ریورسال

به یاد داشته باشید که یک روند صعودی با سوئینگ بالا و پایین‌تر، نشان دهنده یک خطر است. زمانی که یک سوئینگ پایین را پایین می‌آورد، اگر قیمت پس از آن به سوئینگ پایین‌تری نیز رسید، یک ریورسال اتفاق خواهد افتاد. البته این امر احتمال برگشت را رد نمی‌کند و باعث می‌شود روند صعودی از سر گرفته شود. داده‌ها فقط نشان می‌دهند که یک ریورسال ممکن است رخ دهد. نمودار بالا یک تغییر قیمت از یک روند صعودی به یک روند نزولی و سپس بازگشت به یک روند صعودی را نشان می‌دهد.

استراتژی‌های پیشرفته پرایس اکشن

استراتژی معاملاتی ریجکشن قیمت

زمانی که قیمت سعی می‌کند از یک سطح کلیدی عبور کند اما به دلیل اینکه نیروی کافی برای ادامه حرکت وجود ندارد، موفق به انجام این کار نمی‌شود، این موضوع به عنوان ریجکشن قیمت یا رد قیمت شناخته می‌شود. زمانی که این اتفاق رخ می‌دهد ممکن است حرکت خلافی انجام دهید. به همین دلیل در زمان ریجکشن قیمت به نکات زیر دقت کنید:

  • قیمت به یک سطح بحرانی (عرضه، تقاضا، یا منطقه شکست الگو) نزدیک می‌شود.
  • قیمت در حال نزدیک شدن است یا ممکن است در منطقه شکسته شود.
  • هنگامی که حرکت قیمت شکسته می‌شود، قیمت به سمت دیگری می‌رود.
  • کندل معمولاً لانگ تیل (long tail) دارد.
  • فرصت برای ورود با حرکت قیمت به سمت دیگر فراهم می‌شود.

به پرایس ریجکشن در نمودار عرضه و تقاضای EUR/USD دقت کنید. کندل‌ها دارای لانگ تیل هستند، که نشان‌دهنده تلاش‌های شکست‌خورده قبلی است.

استراتژی پرایس اکشن رنکو (Renko)

نمودار‌های رنکو از آجر تشکیل شده‌اند که هر آجر زمانی ظاهر می‌شود که قیمت مقدار مشخصی افزایش یافته باشد. آجر‌ها فقط در زوایای ۴۵ درجه ظاهر می‌شوند و تا زمانی که برعکس شوند به همان رنگ باقی می‌مانند. هنگامی که قیمت دو آجر در جهت دیگر حرکت می‌کند، به این حالت ریورسال گفته می‌شود و جالب است بدانید که در بازار‌های پرطرفدار، نمودار‌های رنکو مؤثر هستند.

استراتژی پرایس اکشن رنکو (Renko)

نکته: اگر نمودار رنکو همان رنگ را حفظ کرد و روند ادامه داشت، تریدر‌ها باید در معامله باقی بمانند. اما اگر معکوس شود، ممکن است تنظیم حد سود بر اساس سطوح کلیدی تنظیم حد سود بر اساس سطوح کلیدی زمان ترک معامله فرا رسیده باشد. بلوک‌های رنکوی بالا که برای ساختن نمودار تسلا ایجاد شده‌اند را در نظر بگیرید. این نمودار تریدر‌ها را در طول روند صعودی در ماه مارس نگه داشته است.

استراتژی پرایس اکشن اسکالپینگ

روش معاملاتی که در آن سود و زیان به سرعت انجام می‌شود و معاملات فقط چند دقیقه یا کمتر طول می‌کشند، اسکالپینگ گفته می‌شود. این روش مستلزم استفاده از ۳ تا ۵ پیپ حد ضرر و هدف ۵ تا ۱۰ پیپ در اسکالپینگ فارکس است. در بازار سهام، ممکن است برای به دست آوردن یا ریسک کردن چند سنت باشد. اسکالپینگ عبارت است از ورود و خروج سریع یک موقعیت به منظور سود بردن از نوسانات جزئی قیمت. نمودار‌های یک دقیقه‌ای معمولاً توسط اسکالپر‌ها استفاده می‌شود.

استراتژی پرایس اکشن اسکالپینگ

تکنیک اسکالپینگ به این صورت است که در جهت روند معامله کنید و در طی یک پولبک زمانی که قیمت شروع به حرکت به سمت عقب در جهت روند می‌کند، وارد شوید. تریدر‌ها معمولاً در این مواقع به دنبال الگو‌هایی مانند یک شمع در جهت روند، یک شمع را در جهت عقب نشینی هستند تا ورود کنند. در نمودار ۱ دقیقه‌ای Alcoa [AA]، فلش‌ها الگو‌های فراگیر را نشان می‌دهند که نشان‌دهنده ورود احتمالی است. در حالی که این یکی از نمونه‌های تکنیک اسکالپینگ است، ممکن است از هر یک از تاکتیک‌ها و اصول توصیف شده در پرایس اکشن استفاده شود.

استراتژی پرایس اکشن برای معاملات سوئینگ

یک استراتژی معاملاتی سوئینگ می‌تواند هر یک از تاکتیک‌های پرایس اکشن ذکر شده در بالا را در بر بگیرد. تریدر‌های سوئینگ، اغلب به دنبال تنظیمات معاملاتی در نمودار‌های ساعتی، ۴ ساعته و روزانه هستند، در حالی که ممکن است ورودی بازار خود را در نمودار‌های ۱۵ دقیقه یا ۵ دقیقه تنظیم کنند.

استراتژی پرایس اکشن برای معاملات سوئینگ

بیایید به نمونه‌ای از عرضه و تقاضا و همچنین معامله با روند نگاه کنیم. در این نمودار ۴ ساعته USD/CAD، یک رکود کلی وجود دارد. همانطور که می‌بینید، قیمت افزایش می‌یابد، در یک سوئینگ بالا قرار می‌گیرد، قبل از اینکه به بالاترین حد قبلی برسد، به یک روند نزولی کوتاه مدت سقوط می‌کند. از آنجایی که روند نزولی است، قیمت وارد منطقه عرضه می‌شود. در صورتی که قیمت وارد منطقه عرضه شود، از قیمت قبلی خود بالاتر می‌رود. اگر قصد خرید یک سهام را دارید، قبل از شکستن تثبیت به سمت نزولی، منتظر یک الگوی نزولی باشید تا قیمت تثبیت شود. فلش نشان دهنده شکست تثبیت است که در این مورد به سمت نزول پیش می‌رود.

حد ضرر و حد سود در معاملات پرایس اکشن

برای کنترل ریسک می‌توانید از گزینه حد ضرر استفاده کنید. زمان معاملات لانگ، یک حد ضرر یا استاپ لاس زیر آخرین سوئینگ پایین قرار می‌گیرد. برای معاملات شورت می‌توانید آن را در آخرین سوئینگ بالا قرار دهید. این امر از کاهش بیش از حد قیمت یا بالا رفتن بیش از حد در هر دو مورد جلوگیری می‌کند. هنگامی که آجر‌ها در نمودار‌های رنکو جهت معکوس و تغییر رنگ می‌دهند، می‌توانید از آن خارج شوید.

تریدر‌های پرایس اکش، باید سود خود را قفل کنند. این کار به چند روش امکان‌پذیر است. استفاده از نسبت ریسک به پاداش یکی از ساده‌ترین تکنیک‌ها است. اگر در معاملات اسکالپ ۰. ۰۵ دلار به ازای هر سهم ریسک کنید، ۰. ۱۰ دلار سود خواهید داشت.؛ یعنی نسبت ریسک به پاداش ۲: ۱ است. اسکالپینگ معمولاً با نسبت ۱. ۵: ۱ یا ۲: ۱ انجام می‌شود. تریدر‌های سوئینگ معمولاً از نسبت ۱: ۳ یا بیشتر استفاده می‌کنند. اگرچه هر تریدر خود می‌تواند این نسبت را تعیین کند.

یک روش دیگر خروج با استفاده از خود پرایس اکشن است. به این صورت که اگر معامله‌ای را به این دلیل شروع می‌کنید که بازار در حال کاهش است، تا زمانی که روند معکوس شود در آن بمانید. پس پرایس اکشن به نشانه‌هایی مبنی بر تغییر بازار، زمان خروج را مشخص می‌کند. اگر در زمان عرضه وارد می‌شوید، با تقاضا خارج شوید؛ و اگر نزدیک یک تقاضا وارد می‌شوید، نزدیک عرضه معامله را ترک کنید.

بهترین‌ اندیکاتور‌ها برای معاملات پرایس اکشن

معمولاً تریدر‌های پاریس اکشن از‌ اندیکاتور‌ها استفاده نمی‌کنند، مگر برای شناسایی حد ضرر، حد سود و سطوح ورود. ‌اندیکاتور‌ها می‌توانند به عنوان تأییدی برای آنچه تریدر‌ها در بازار مشاهدده می‌کند، عمل کنند.

اصلاحات فیبوناچی

در نمودار، اصلاح فیبوناچی از پایین به یک بالا (در یک روند صعودی) یا از بالا به یک پایین (در یک روند نزولی) رسم می‌شود. خطوط رسم شده نشان دهنده مکان‌هایی هستند که قیمت می‌تواند مجدداً افزایش یابد. سطوح ۲۳.۶ درصد، ۳۸.۲ درصد، ۵۰ درصد، ۶۱.۸ درصد و ۱۰۰ درصد هستند. پولبک‌ها در یک روند قوی معمولاً کم عمق هستند و در اکثر مواقع به ۳۸.۲ درصد می‌رسند. پولبک بیش از ۵۰ درصد و ۶۱.۸ درصد در اکثر روند‌ها رایج است.

اصلاحات فیبوناچی

نمودار بالا روند صعودی را نشان می‌دهد. ابزار اصلاح با استفاده از آخرین موج بالا ترسیم می‌شود. از آنجایی که قیمت در حال افزایش است، ۱۰۰ درصد در پایین حرکت و ۰ درصد در بالا قرار می‌گیرد. اگر قیمت در حال کاهش است، می‌توانید از استراتژی مخالف استفاده کنید و انتظار سقوط بیش از ۵۰ درصدی را داشته باشید. سپس، همانطور که قبلاً گفته شد، منتظر یک سیگنال ارز دیجیتال باشید. پس از سقوط قیمت به زیر سد ۶۱.۸ درصد، افزایش قابل توجهی به سمت صعود وجود دارد. این موضوع ممکن است، سیگنالی برای خرید باشد.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

شاخص قدرت نسبی (RSI) موقعیت قیمت را در محدوده قیمتی ۱۴ دوره محاسبه می‌کند. قیمت زمانی که RSI در بالای ۷۰% قرار دارد، در محدوده بالا است. قیمت در محدوده پایین‌تر از جایی است که معاملات در ۱۴ بار قبلی زیر ۳۰٪ است. در طول روند‌ها، تریدر‌ها منتظر خروج قیمت از این مناطق برای تأیید معاملات هستند.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

اگر RSI به زیر ۳۰ رسید و سپس از آن بالاتر رفت، تریدر‌ها سعی می‌کنند در طول یک صعود خرید کنند. هنگامی که RSI از ۷۰ بالاتر می‌رود و در طول یک رکود به پایین می‌آید، معامله گران به سمت معاملات شورت ‌می‌روند. نمودار نفت در مثال را در نظر بگیرید. در همان زمان که حرکت قیمت و اصلاح فیبوناچی نشانه ورود بود، RSI به زیر ۳۰ رفت و سپس دوباره به بالای صفحه بازگشت.

اسیلاتور تصادفی (اسکوکاستیک)

استوکاستیک جهت شناسایی نقاط عطف و تأیید سیگنال‌های پرایس اکشن استفاده می‌شوند. تقریباً مشابه با RSI است. دو خط در‌اندیکاتور تصادفی وجود دارد: استوکاستیک و خط سیگنال. از آنجایی که خط سیگنال یک میانگین متحرک تصادفی است، کندتر حرکت می‌کند.

اسیلاتور تصادفی (اسکوکاستیک)

تریدر‌هایی که به دنبال معامله سیگنال پرایس اکشن هستند، باید به دنبال تصادفی برای عبور از خط سیگنال باشد. آن‌ها باید منتظر بمانند تا سیگنال حرکت قیمت و استوکاستیک از خط سیگنال قبل از ورود به یک معامله لانگ افزایش یابد. در نمودار بالا، تنظیم حد سود بر اساس سطوح کلیدی استوکاستیک اطلاعات قابل مقایسه‌ای را به RSI ارائه می‌دهد.

نتیجه پایانی

آیا معاملات پرایس اکشن سود‌آور است؟ سود، مانند هر روش یا ابزار معاملاتی دیگری، با نحوه استفاده از آن تعیین می‌شود. معاملات پرایس اکشن نشان داده است که برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله گران موفق سودآور بوده است. اما برای ترید‌هایی که تنها به نمودار‌ها نگاه می‌کنند و عناصر اساسی مانند شاخص‌های اقتصادی و اخبار مهم را نادیده می‌گیرند، ممکن است تأثیرات مثبت یا منفی را در معاملات خود تجربه کنند. با این حال به یاد داشته باشید که ترید‌های موفق در پرایس اکشن وجود دارند، اما برای تبدیل شدن به یکی از این افراد موفق یادگیری تاکتیک‌های پرایس اکشن و شناسایی روند‌ها، الگو‌ها و ریورسال‌ها الزامی است.

سوالات متدوال

سوالات متداول

آنالیز Price Action چیست؟

پرایس اکشن، نوعی از تحلیل تکنیکال است که به دنبال دلیل رخ دادن اتفاقات مختلف در بازار است و به پیش‌بینی قیمت‌ها در بازار کمک می‌کند.

در تحلیل پرایس اکشن از چه ابزار‌‌هایی استفاده می‌شود؟

بیشتر تحلیل‌گران در آنالیز پرایش اکشن از ابزاری همچون میانگین متحرک،‌ خط روند و دامنه معاملاتی استفاده می‌کنند.

نکته: توجه داشته باشید این مقاله صرفا با هدف راهنمایی و آشنایی شما با پرایس اکشن نوشته شده است و ارز تودی مسئولیتی در مقابل تصمیمات یا عواقب مالی آن برای افراد ندارد.

چرا و چه زمانی باید حد ضرر را در معاملات ارزهای دیجیتال جابه جا کنیم

چرا و چه زمانی باید حد ضرر را در معاملات ارزهای دیجیتال جابه جا کنیم

وقتی شما در بازار ارزهای دیجیتال اقدام به سرمایه گذاری می کنید، زمان هایی فرا می رسد که بازار دچار نوانات در قیمت شده و قیمت ها ثابت نخواهد بود. در چنین مواقعی باید بتوانید تصمیم گیری درستی نمایید تا بدانید آیا باید به سرمایه گذاری ادامه داده، یا آن را به طور موقت متوقف نمایید. این امر یکی از دغدغه های سرمایه گذاران ارزهای دیجیتالی است. زیرا هدف همه کسانیکه در این بازار به انجام معاملاتشان می پردازندف کسب سود بیشتر با حداقل میزان ضرر است.

یکی از مشکلاتی که تریدرها در بازار ارزهای دیجیتال دارند، بحث معامله گری می باشد. این مشکل به زمانی باز می گردد که بازار بر خلاف نظری که تحلیل های معامله گر به آنها رسیده، پیش خواهد رفت. در این مواقع معاملاتی که انجام می شود با ضررهای زیادی مواجه خواهد شد. گاهی این ضرر و زیان ها بسیار بزرگ است. با توجه به این امر در بازار ارزهای دیجیتال یک شاخص وجود دارد که به آن حد ضرر و یا Stop Loss گفته می شود.

حد ضرر چیست؟ در واقع حد ضرر (Stop Loss) دستوری است، برای اینکه یک پوزیشن در یک قیمت و یا درصد خاص، بسته شود. وقتی که این اتفاق بیفتد ضرر را کنترل و آن را محدود کرده ایم. بنابراین می توان گفت کاربرد حد ضرر این است که در مواقعی که ضرر در حال اتفاق افتادن است، آن را محدود کنیم. بنابراین این امر در مواقع و زمان هایی کاربرد دارد که ایده ما برای معاملات درست از کار در نمی آید. حد ضرر که به اختصار به آن SL نیز گفته می شود می تواند یک کمربند ایمنی برای تریدرها باشد.

از آنجا که هر کاربر ارزهای دیجیتال در حوزه خرید و فروش برای خود یک سبک و اساس معاملاتی دارد، قبل از اینکه اقدام به خرید یا فروش نماید، یک چارچوب ذهنی برای خود قرار داده است. که در معاملاتش مثلا فلان قیمت مناسب است و به سود منتهی می شود. حد ضرربرای شما یک انکانی است که به اشتباه خود پی ببرید و با حداقل ضرر و زیان از سرمایه خود محافظت کنید.

در مدیریت ریسک، بهره گیری از حد ضرر به عنوان یک پایه مهم محسوب شده که باید با دقت از آن بهره گیری کرد. زیرا اگر مدیریت و استفاده از حد ضرر ضعیف باشد می تواند هزینه های زیادی را به دنبال داشته باشد. البته در مواردی هم بوده است که حد توقف در فیتیله شمع یعنی همان نمودار کندل استیک بوده است. و در این شرایط از معامله خارج شده ایم. اما بعد قیمت به هدف دلخواه ما رسیده است، اما متاسفانه از معامله دور و خارج بوده ایم.

برای جلوگیری از چنین مواردی باید روش های حد تعیین ضرر را به خوبی بدانیم و از آنها در شرایط مختلف استفاده کنیم. همانگونه که برای سود نیز حد سود وجود دارد. هر چند قرار دادن حد ضرر بسیار مهم تر و حیاتی تر از قرار دادن حد سود است. زیرا از نابودی کامل سرمایه شما جلوگیری می کند. یکی از این روش های تعیین حد ضرر تعیین نکردن پیشاپیش سطح توقف است.

قبل از اینکه وارد یک معامله شوید باید برای خود مشخص کنید که حد توقف برای شما کجا می تواند باشد. این امر درباره ورود و هدف های شما نیز می تواند تطبیق داشته باشد. وقتی را در نظر بگیرید که ترید فعال بوده اما بازار دارای نوسان است و به دنبال آن نیز سود و زیان شما نوسان دارد. در چنین شرایطی کاربران به دنبال هر دلیلی می گردند که در بازار باقی بمانند. وقتی حد ضرر خود را قبل از ورود به معاملات تعیین کرده باشید چون دور از احساسات بوده و هنوز سرمایه شما در امنیت است، عاقلانه تر تصمیم خواهید گرفت. پس قبل از هر کاری با نگاهی به نمودارها حد ضرر خود را مشخص کنید.

اما زمانیکه ایده معامله ای که داشته اید درست از آب در نیامده باشد و شما حد توقف را نیز مشخص نکرده باشید. همه چیز بر علیه شما خواهد شد. این زمانی است که بازار با تمام نیروی خود شروع به حرکت علیه شما کرده و معاملاتتان پر ضرر خواهد بود. پس قبل از اینکه اقدام به انتخاب یک پوزیشن کنید، تصمیم گیری درستی نمایید. تا اگر ترید شما بی اعتبار شد حد توقف داشته باشید.

یکی از پر ریسک ترین تصمیمات شما این می تواند باشد که سعی نمایید بازار را در چارچوب خود متناسب نمایید. زیرا اصلا برای بازار اهمیتی نسبت به ریسک شما وجود ندارد و برای بازار اصلا مهم نیست که یک عددی مثلا ۴ درصد یا هر مقدار و عدد دیگری دور از نقطه ورود قرار گرفته باشد. شما باید استراتژی خود را تغییر دهید و چارچوب کاری خود را با بازار هماهنگ نمایید. اگر قانونی وجود داشت که به شما می گفت فلان عدد، عدد طلایی برای حد معامله شما است، کار را برایتان خیلی راحت تر می نمود. اما چنین امکانی وجود ندارد. بنابراین می توانید حد ضرر خود را هر عدد دلخواهی قرار دهید.

اما به یاد داشته باشید گذاشتن حد ضرر بر اساس هر عدد دلخواه باید بر اساس تحلیل تکنیکال صورت گیرد. در تحلیل تکنیکال است که تاریخ یک کوین یا ارز دیجیتال را با نمودار قیمت و حجم تریدمورد بررسی قرار می دهد و کاری به این ندارد که کوین یا پروژه چه کاری را می کند و یا چه هدفی را در آینده دنبال می کند. از آنجا که تحلیل تکنیکال از ایده های بنیادین تئوری Dow می باشد. برای دستیابی به درک بهتری از آن باید این ایده ها را خوب بشناسید و درباره آنها مطالعه نمایید. زیرا تحلیل تکنیکال بر اساس آنها شکل گرفته است.

همچنین نباید حد ضرری را که برای خود تعیین می کنید بر اساس یک سطح خاص از قیمتی باشد که میل و رغبت شما با آن است. زیرا بازار به میل و رغبت شما هیچ اهمیتی نخواهد داد. پس می توانید حد ضرر خود را بر اساس سر به سر شدن و یا سود حاشیه ای در اولین زمان ممکن قرار دهید. البته تعیین حد ضرر به این معنی نیست که کلا معاملات شما از هر ریسکی پاک باشد بلکه هدف این است که اگر ایده شما درست از کار در نیامد همه سرمایه خود را از دست ندهید.

بر اساس منطق معاملات ارزهای دیجیتال حد توقف بهتر است بر اساس تحلیل تکنیکال صورت گیرد و بسیاری از کاربران نیز با آن موافقت دارند. اما با این حال حد ضرر را برای سر به سر شدن یا سود حاشیه ای تعیین می کنند، که این خود دارای یک تناقض است. زیرا در این صورت حد ضرر یا حد توقف را گویا بر اساس اعداد اختیاری تعیین کرده باشند. برای بازار اهمیت چندانی ندارد که شما در کجا وارد شده باشید، اگر شما حد توقف را حرکت داده باشید در واقع رویکردی تکنیکال محور را رها نموده اید. تنها راهش این است که سربهسر شدن طبق سطح تکنیکال بوده باشد.

برای به دست آوردن سودی که بسیار جزیی است شما نباید حد توقف خود را رها کنید. در چنین مواردی باید یک سوال از خودتان بپرسید و آن این است که اگر قیمت سر به سر بود و پوزیشن نداشتید، آیا باز آن معامله را به عنوان یک ناحیه مهم یا سطح بی اعتبار دنبال می کردید؟ اگر پاسختان خیر بود، نشان دادن این است که خارج شدن از معامله تنها تصمیمی است که شانسی و اختیاری می باشد. بنابراین حد توقف تا جایی باید جلو برود که مطمین شوید در ترید و ایده خود دچار اشتباه شده اید.

اگر نتوانید در یک نقطه مشخص ترید خود را باطل کنید و معامله را رها کنید هرگز نباید وارد یک معامله شده و سرمایه خود را وارد میدان کنید. پس شما باید بتوانید در مواقع لزوم در فلان نقطه ترید خود را باطل کنید. اما در کل باید بتوانید به طرح ترید خود باور داشته باشید و بگذارید این بازار باشد که به شما نشان می دهد دچار اشتباه شده اید که در این صورت باید حد ضرر را رعایت کرده و معامله را رها کنید.

تریدی که بر اساس تتبلی باشد یک حرکت بدون فکر و مطالعه و یک حرکت همیشگی است. این امر به طور یقین شما را از تحلیل تکنیکال دور نگه خواهد داشت. در بازار ارزهای دیجیتال ساختارهای قیمتی وجود دارد که قبل از نوسان و برعکس شدن قیمت ها در بازار همه کاربران را جذب کرده و در واقع باعث هجوم آنها می شود. پس برای اینکه در چنین بازار گرفتار نشوید از گذاشتن حد ضرر در بالا و پایین قله ها و کف های کلیدی به شدت اجتناب و دوری کنید. زیرا بارها اتفاق افتاده است که قبل از اینکه بازار برگردد از این نواحی نیز گذشته است.

بنابراین بهتر است قبل از ورود به بازار تمرین کنید. به این صورت که برای خودتان یک نمودار قیمت درست کرده و نقاط نوسان کلیدی، قله ها و کف را کاملا مشخص نماییید. بعد از مدتی کاملا متوجه این امر خواهید شد که در بیشتر موارد قیمت قبل از بازگشت از این سطوح نیز می گذرد. تریدرهای باتجربه و عاقل که حدضرر را در این قله ها و پایین مشخص کرده اند، قبل از اینکه بازار به حالت برگشت بازگردد فورا از معامله خارج می شوند.

برای اینکه از شکار شدن در این بازار جلوگیری کنید باید به قیمت ها حسابی توجه داشته باشید. وقتی به نواحی کلیدی نزدیک می شوید، زیاد بر روی آن تمرکز نکنید چون نیاز نیست حد توقف خود را در مناظق واضح قرار دهید. برخی نقاط هستند که از آنها برای ترک کردن سفارش ها استفاده می شود و آنها نقاط نوسانی عمیق و واضح می باشند. در این نقاط که مرزهای محدوده ای و نقاطی که برای همگان قابل تشخیص می باشندف اینگونه نقاط می باشند.

پس لازم است فضایی را در نظر بگیرید که مابین این سطوح و حد ضررتان می باشد. تا به قیمت اجازه دهید بدون اینکه از معامله خارج شوید، به را حتی از این سطوح گذر نمایید. بنابراین اگر بازار دارای برخی خیزش ها باشد، به آن اجازه تنفس داده و از اینکه حد توقف خود را دقیقا در این نقاط قرار دهید اجتناب نمایید. بهتر است که حد توقف خود را تغییر ندهیدو درباره دلایل آن بیشتر به شما توضیح خواهیم داد.

تغییر دادن حد توقف یک حرکت کورکورانه است. زیرا این کار بدون توجه به تحلیل تکنیکال صورت می گیرد. بنابراین باید از انجام آن کاملا اجتناب نمایید. اما در مواقعی هست که بازار کاملا ثابت می باشد، در این صورت اگر حد توقف خود را تغییر دهید. در واقع همان حرکت در جهت مورد انتظار شما می باشد. این خود یک روش است که بر اساس تحلیل تکنیکال و بر اساس حفظ سود شما می باشد. و در حالی است که قیمت به سمت هدف در حال حرکت است. این دو حرکت با یکدیگر تفاوت دارند زیرا اولی بر اساس احساسات است اما دومی را شما بر اساس تحلیل تکنیکال انجام می دهید.

با این کار سود خودتان را در حرکت قیمت به سمت هدف مورد حمایت قرار می دهید و از آن محافظت می کنید. یک مثال می زنیم تا بیشتر به درک اهمیت این موضوع برسید. حرکت دادن حد توقف بعد از یک کندل حرکتی فشاری است در جهتی که مورد انتظار می باشد. در اینصورت ثابت می نماید که خریداران یا فروشندگان به آن ناحیه وارد شده اند. و این یک موضوع عادی و رایج در بازار می باشد. در چنین قیمتی دلیلی ندارد که به بالا یا پایین برگشتی داشته باشد و این متفاوت است از حرکتی احساسی در مورد قبلی می باشد. در این مثال اگر شما وارد معامله گردید، نسبت پاداش به دیسک نسبت دو به یک است.

اما منظور ما از اینکه می گوییم باید حد توقف را در زمان خرید بالا برده و در زمان فروش پایین بیاورید این است که این زمانها قیمت در حال حرکت به سوی هدف شما می باشد. زیرا بازار هیچ دلیل و التزامی ندارد که برای برخورد دقیق به هدف شما اقدامی نماید. بنابراین شما با حرکت دادن حد توقف مانع از این امر می شوید که یک معامله اس که سودآور است ناگهان سربه سر شده و یا باعث ضرر برای شما شود. حالا فرض کنید که قیمت افت کرده است. شما تصمیم می گیرید حد توقف ضرر را برای سود حاشیه ای و یا جلوگیری از ضرر تغییر دهید. در این صورت ممکن است قیمت به هدف شما نزدیک شود اما به آن نرسیده باشد. بنابراین بهترین کار این است که شما نسبت پاداش به ریسک خود را مورد مقایسه قرار داده و منطقی بودن آن را بسنجید.

در این مثال همانگونه که مشاهده می نمایید اگر شما حد توقف خود را دستکاری نکرده و تغییر ندهید، ریسک پس دادن سود به بازار برای شما وجود خواهد داشت. حالا در چنین شرایطی اگر اصلا دست به حد توقف خود نزنید، تناسب پاداش به ریسک شما در صورتی که قیمت به هدف دلخواه شما نرسد، نامناسب می گردد. در بازار ارزهای دیجیتال در واقع ترید رایگان اصلا وجود خارجی ندارد، این پول، پولی است که شما باید به بازار پس بدهید. اگر ایده شما درست نباشد که در اکثر مواقع نیز همینگونه است، زمانی شما سود خواهید کرد که حد توقف خود را حرکت داده باشید.

بهتر است دست از غرور نابجا بردارید و یک معامله خوب را خراب نکنید به این بهانه که حتما باید به هدف سود خود برسید، این واقعا نادرست است. بازار هیچ بدهی به شما ندارد و اهمیتی هم نمی دهد که هدف شما وافعا چه سودی است. اگر معاملات تغییر می کنند پس حد ضرر نیز باید حرکت کند. شما رد طول فعالیت در بازار و انجام ترید، حتما باید نسبت پاداش به ریسک درست را حفظ کرده تا بتوانید سود خوبی به دست بیاورید.

اگر در معامله در همه نقاط برای خود زمینه مناسب برای بازگشت را قرار داده باشیدف می توان گفت در مدیریت ریسک خود خود عمل کرده اید. زیرا بازار به شما هیچ بدهکاری را ندارد. شما باید محتاطانه عمل کرده و حد ضرر را عاقلانه تعیین کرده باشید. در این صورت می توانید انتظار یک ترید سودآور را نیز داشته باشید. همچنین در این موارد خیلی ضرورتی وجود ندارد که تریدهای شما بسیار دقیق بوده باشد.

پس قبل از هر معامله ای حد ضرر خود را تعیین کنید و نزدیک ترین نقطه را که ثابت می کند تحلیل شما اشتباه بوده است را در نظر بگیرید. بهتر است از احساسی عمل کردن دوری کرده و بدون تحلیل تکنیکال از جابهجا کردن حد ضرر دوری کنید. فراموش نکنید حد ضرر یک دوست معاملاتی برای شما است و به آن به چشم ابزاری که باعث ضرر برای شما شده هرگز نگاه نکنید.

آموزش اندیکاتور پیوت پوینت pivot point

آموزش اندیکاتور پیوت پوینت

یکی از روش‌های استفاده از نواحی حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال اندیکاتور پیوت پوینت می‌باشد. این پیوت‌ها که به انواع مختلفی از جمله پیوت کلاسیک یا استاندارد و پیوت کاماریلا و پیوت فیبوناچی تقسیم می‌شود، هرکدام بصورت جداگانه محاسبه می‌گردد که در ادامه به توضیح هرکدام از آنها و نحوه استفاده از پیوت‌ها خواهیم پرداخت.

پیوت پوینت چیست؟

اندیکاتور پیوت پوینت میانگین‌های بالاترین و پایین‌ترین قیمت‌های پایانی را نشان می‌دهد که در یک جلسه معاملاتی یا یک روز معاملاتی رخ می‌دهد. Pivot Points نوعی اندیکاتور است که برای تحلیل تکنیکال استفاده می‌شود و مبنایی را برای تعیین روند بازار فراهم می‌کند.

به بیان ساده، پیوت سطح قیمتی است که توسط معامله‌گران حرفه‌ای برای ارزیابی صعودی یا نزولی بودن قیمت‌ها استفاده می‌شود.

اساس تقریباً تمام اشکال تحلیل تکنیکال، مفاهیم اصلی حمایت و مقاومت است. اینها را می‌توان به عنوان سطوحی در نظر گرفت که انتظار می‌رود میدان‌های اصلی نبرد در نبرد بین خرس‌ها و گاوها باشند. با نزدیک شدن بازار به آنها، برخی از معامله‌گران انتظار دارند که قیمت در این نواحی واکنش نشان دهد و دچار تغییر روند یا با شکست آن‌ها ادامه روند دهد.

در واقع اندیکاتور پیوت با محاسبه سقف و کف قیمت‌های روز گذشته یا سشن معاملاتی گذشته یک پیش‌بینی از نواحی حمایت و مقاومتی را برای روز بعد انجام می‎‌دهد که می‌توان از آنها برای انجام معاملات و نقاط ورود و خروج استفاده کرد.

مزایای اندیکاتور پیوت پوینت

منحصر به فرد برای ترید روزانه: فرمول نقاط محوری یا پیوت‌ها داده‌های روز معاملاتی قبلی را می‌گیرد و آن را در روز معاملاتی جاری اعمال می‌کند. به این ترتیب، سطوحی که شما به آنها نگاه می‌کنید فقط برای روز معاملاتی جاری قابل اجرا هستند. این باعث می‌شود که پیوت به شاخص منحصر به فرد نهایی برای معاملات روزانه تبدیل شوند.

تایم فریم‌های کوتاه مدت: از آنجایی که داده‌های نقاط محوری مربوط به یک روز معاملاتی هستند، این اندیکاتور فقط برای بازه‌های زمانی کوتاه‌تر قابل اعمال است. مثل تایم فریم ۱۵ دقیقه و پایین‌تر.

دقت بالا: اندیکاتور پیوت یکی از دقیق‌ترین ابزارهای معاملاتی است. دلیل این امر این است که این اندیکاتور توسط بسیاری از معامله‌گران روزانه، حرفه‌ای و خرده فروشی به طور یکسان استفاده می‌شود.

استفاده آسان: اندیکاتور PP یک ابزار تجاری آسان برای استفاده است. اکثر پلتفرم‌های معاملاتی این نوع اندیکاتور را ارائه می‌دهند.

انواع پیوت ها و نحوه محاسبه پیوت

در اینجا به سه نوع متداول پیوت‌ها و نحوه محاسبه آن‌ها می‌پردازیم:

پیوویت پوینت استاندارد یا کلاسیک standard pivot point

در این مدل پیوت یک ناحیه مرکزی یا میانگین وجود دارد که با حرف p مشخص می‌گردد. همچنین دارای ۴ مقاومت و حمایت می‌باشد که بصورت S1 تا S4 و R1 تا R4 نمایش داده می‌شود. این نواحی به شکل زیر محاسبه می‌شود.

Pivot Point (PP) = (Prior Daily High + Low + Close) / 3

برای بدست آوردن p اصلی روزانه باید مقادیر کندل روز قبل که شامل بیشترین قیمت، کمترین قیمت و قیمت بسته شده است را باهم جمع کرده و بر ۳ تقسیم کنیم.

محاسبه سایر سطوح بصورت زیر است:

R1 = (2 x Pivot Point) – Prior Daily Low

R2 = Pivot Point + (Prior Daily High – Prior Daily Low)

S1 = (2 x Pivot Point) – Prior Daily High

S2 = Pivot Point – (Prior Daily High – Prior Daily Low)

R3 = Daily High + 2 x (Pivot Point – Prior Daily Low)

S3 = Daily Low – ۲ x (Prior Daily High – Pivot Point)

مشاهده می‌کنید که فرمول های R1، R2، R3، S1، S2 و S3 همگی شامل مقدار PP هستند. بنابراین محاسبه درست مقدار pp بسیار مهم است. البته این محاسبات بوسیله اندیکاتور انجام می‌شود و سطوح روی چارت مشخص می‌گردد.

اندیکاتور پیوت پوینت

پیوت پوینت فیبوناچی Fibonacci Pivot point

نقطه محوری فیبوناچی شاید محبوب‌ترین پیوت در میان معامله‌گران باشد.

برای محاسبه این نوع پیوت از نقاط اصلاحی و اعداد مهم در فیبوناچی مثل ۳۸.۲% و ۶۱.۸% استفاده می‌کنیم.

برای محاسبه نقطه محوری پایه:
Pivot Point (P) = (High + Low + Close) / 3

محاسبه اولین سطح پشتیبانی:
Support 1 (S1) = P –

محاسبه دومین سطح پشتیبانی:
Support 2 (S2) = P –

هنگام محاسبه اولین سطح مقاومت:
Resistance 1 (R1) = P +

هنگام محاسبه دومین سطح مقاومت:
Resistance 2 (R2) = P +

هنگام محاسبه سومین سطح مقاومت:
Resistance 3 (R3) = P +

پیوت کاماریلا Camarilla Pivot Point

نقطه محوری دیگری که معامله‌گران از آن استفاده می‌کنند، نقاط محوری Camarilla هستند. نیک اسکات پیوت، Camarilla را در دهه ۱۹۸۰ اختراع کرد. در این نوع پیوت هم مثل کلاسیک ۴ سطح حمایتی و مقاومتی و همچنین یک سطح میانگین یا pp وجود دارد.

نحوه محاسبه خطوط کاماریلا به صورت زیر است:

Resistance 4 (R4) = Closing + ((High – Low) x 1.5000)

Resistance 3 (R3) = Closing + ((High – Low) x 1.2500)

Resistance 2 (R2) = Closing + ((High – Low) x 1.1666)

Resistance 1 (R1) = Closing + ((High – Low x 1.0833)

Pivot point (PP) = (High + Low +Closing) / 3

Support 1 (S1) = Closing – ((High – Low) x 1.0833)

Support 2 (S2) = Closing – ((High – Low) x 1.1666)

Support 3 (S3) = Closing – ((High – Low) x 1.2500)

Support 4 (S4) = Closing – ((High- Low) x 1.5000)

اندیکاتور پیوت پوینت برای متاتریدر ۴ و ۵

بعد از اینکه اندیکاتور پیوت پوینت را برای متاتریدر دانلود کردید و فایل آن را در قسمت اندیکاتورها قرار دادید می‌توانید آن را اجرا کنید. برای انتخاب نوع پیوت باید به تنظیمات اندیکاتور رفته و مانند تصویر زیر نوع pp مد نظر خود را انتخاب کنید. همچنین سایر تنطیمات را مانند ضخامت خطوط و تعداد دوره‌ها و زمان آن مثل ساعتی یا روزانه یا هفتگی را نیز مشخص کنید.

اندیکاتور پیوت پوینت برای متاتریدر

اندیکاتور پیوت برای تریدینگ ویو

این اندیکاتور بر روی پلتفرم تریدینگ ویو بصورت پیش فرض نیز قرار دارد. کافی است در بخش اندیکاتور‌ها در Tradingview عبارت Pivot Point standard را سرچ کنید و آن را اجرا نمایید.

بیشتر بخوانید: آموزش اندیکاتور تمساح

در قسمت تنظیمات اندیکاتور نیز می‌توانید مشخصات پیوت و سایر تنظیمات را اعمال کنید.

توجه داشته باشید که در تریدینگ ویو در صورتی که پیوت روزانه را بخواهید باید نمودار را در تایم فریم‌های ۱۵ دقیقه یا پایین‌تر قرار دهید و اگر پیوت هفتگی را بخواهید باید نمودار را در تایم فریم ۱ ساعته یا ۴ ساعته قرار دهید. همچنین تایم فریم روزانه پیوت ماهانه و تایم فریم هفتگی پیوت‌های سالانه را نشان می‌دهد.

اندیکاتور پیوت پوینت در تریدینگ ویو

نحوه استفاده از اندیکاتور پیوت

در مرحله اول، ما می‌توانیم از نقطه محوری پایه خود به عنوان راهی برای اندازه‌گیری جهت کلی استفاده کنیم. اگر قیمت غالب بازار بالاتر از نقطه محوری پایه باشد، نشان دهنده صعودی است. اگر بازار پایین‌تر از محور پایه باشد، یک بازار نزولی را نشان می‌دهد.

در مرحله دوم، ما می‌توانیم از سطوح حمایت و مقاومت خود برای قرار دادن نقاط حد سود یا حد ضرر معاملات خود استفاده کنیم. قوانین معاملاتی پیوت‌ها ما را ملزم می‌کند زمانی که اندیکاتور بازار صعودی را نشان می‌دهد، موقعیت خرید داشته باشیم یا در شرایط نزولی موقعیت فروش داشته باشیم. هدف شما این است که وقتی بازار به سطوح مقاومتی می‌رسد، موقعیت‌های خرید را ببندید، یا زمانی که بازار به سطوح حمایتی کاهش می‌یابد، موقعیت‌های فروش را ببندید.

از طرف دیگر، می‌توانید از سطوح حمایت و مقاومت به‌عنوان شاخص زمان باز کردن موقعیت‌ها استفاده کنید. زمانی که بازار به تنظیم حد سود بر اساس سطوح کلیدی مقاومت می‌رسد، پوزیشن فروش باز می‌کنید و زمانی که به خطوط حمایت می‌رسد پوزیشن خرید باز کنید.

استراتژی پیوت کاماریلا

در اینجا دو مورد از استراتژی‌های مورد علاقه معامله‌گران با استفاده از این اندیکاتور مفید آورده شده است:

کاماریلا در ناحیه رنج

محدوده رنج که به آن sideways هم گفته می‌شود، قیمت بین خطوط حمایت و مقاومت معامله می‌شود.

خطوط کامتریلا در میان معامله‌گران بسیار محبوب است زیرا هر روز این اندیکاتور محدوده جدیدی را برای معامله مشخص می‌کند.

معامله‌گرانی که علاقمند به معکوس شدن کوتاه مدت هستند، می‌توانند روی تغییر قیمت بین محورهای R3 و S3 تمرکز کنند. معامله‌گران این منطقه را محدوده روزانه در نظر می‌گیرند که می‌تواند برای یک استراتژی نقطه محوری خوب برای معاملات روزانه استفاده شود. منطقه‌ای را ایجاد می‌کند که معامله‌گران می‌توانند از آن برای تصمیم‌گیری در مورد زمان ورود به بازار استفاده کنند.

معامله‌گران معکوس روند به دنبال حرکت قیمت به سمت نقطه مقاومت یا حمایت هستند. در صورتی که مقاومت مانع از افزایش قیمت شود، معامله‌گر محدوده ممکن است در نظر داشته باشد که یک پوزیشن فروش را در نزدیکی محور R3 باز کند و پیش‌بینی کند که قیمت به سمت حمایت حرکت می‌کند.

با این حال، اگر قیمت در حدود حمایت S3 باقی بماند، یک معامله‌گر ممکن است در نظر داشته باشد که موقعیت خرید را در نزدیکی آن حمایت محوری S3 با پیش بینی اینکه قیمت ممکن است به سمت مقاومت R3 حرکت کند، باز کند.

با این حال، در اینجا مهم است توجه داشته باشید که ممکن است قیمت هیچ یک از اینها را انجام ندهد و می‌تواند در تمام طول روز در محدوده باقی بماند. این استراتژی برای دوره‌هایی با نوسانات کم، مانند سشن آسیایی، مناسب‌تر است.

پیوت کاماریلا در روند

روند یک حرکت ثابت قیمت است که برای یک دوره زمانی خاص به صعود یا نزول ادامه می‌دهد. استراتژی معاملاتی نقطه محوری Camarilla می‌تواند در بازارهای پرطرفدار بسیار مفید باشد و می‌تواند سطوح کلیدی برای ورود و حد ضرر و حد سود پیشنهاد دهد. اگر بازار در روند صعودی باشد، معامله‌گران معمولاً به دنبال فرصتی برای خرید در S3 هستند، با حد ضرردر S4. اگر بازار در روند نزولی باشد، معامله‌گران ممکن است در R3 بفروشند و حد ضرر را در R4 قرار دهند.

پیوت کاماریلا در روند

امیدواریم که این مقدمه مفیدی برای معاملات به کمک پیوت‌ها بوده باشد. اینکه این روش چقدر با سبک معاملاتی شما مطابقت دارد، تنها به شما بستگی دارد. می‌توانید ابتدا در یک حساب دمو روش معاملاتی خود را به کمک پیوت‌ها انجام دهید تا به مهارت کافی برسید.

استراتژی معاملاتی ست اند فورگت (Set & Forget)

در آموخته‌های قبلی دیدیم که چگونه، معاملات روزانه در فارکس انجام بدیم، در این هفته می خوایم به این بپردازیم که شما چگونه معاملات ست اند فورگت در فارکس، سهام، کامودیتی‌ها و شاخص‌های جهانی انجام بدین.
وقتی که در مورد «معاملات ست اند فورگت» صحبت می کنم، تعریف پایه‌ای که مدنظرم هستش اینه که شما یه پوزیشن با نقاط ورود، استاپ لاس و حد سود از پیش تعیین شده، می گیرید، و وقتی که پوزیشن‌تون باز شد، شما بدون مدیریت معامله ولش می کنید.
و این یعنی شما اجازه می دین که معامله پیش بره و به حد سود و یا حد ضررتون برخورد کنه، از این رو اسمش «ست اند فورگت» هستش.این استراتژی می تونه در هر تایم فریمی انجام بشه، یعنی می تونه در چارت هفتگی، روزانه یا چهار ساعته انجام بشه و یا حتی در تایم فریم‌های میان روزی، مانند یک ساعته و یا کمتر، یعنی شما حتی می تونید در طول روز هم معامله ست اند فورگت انجام بدینف به این صورت که قیمت به حد ضرر یا حد سودتون می رسه و یا اینکه هیچ کدوم از اینا اتفاق نمیوفته و سشن اون روز تموم میشه.

نکته‌ی مهم در این استراتژی اینه که وقتی پوزیشن‌ ‌تون باز هستش هیچ مدیریت معامله‌ای رو انجام نمیدین، حالا بریم به چند موضوع و نکته‌ی کلیدی پیرامون معاملات ست اند فورگت بپردازیم:

کوتاه اگه جواب بدم، بله.
و این استراتژیه که شما باید به احتمال زیاد ازش استفاده کنید اگر که در طول روز فقط یک یا دو ساعت وقت برای معامله در بازار فارکس یا هر بازار دیگری دارید.
نقطه مقابل استراتژی معاملاتی ست اند فورگت اینه که به صورت فعال معاملاتتون رو مدیریت کنید، اما به هرحال من توصیه نمی کنم این کار رو انجام بدین اگه هر یک از موارد زیر رو نداشته باشین:

  • مهارت‌های عملی کافی برای خوانش رفتار حرکتی قیمت و در نتیجه مدیریت کردن معامله و یافتن نقطه خروج بهینه
  • خط مبنا و سابقه سوددهی که نشون‌دهنده این باشه که میتونید معاملاتتون رو مدیریت کنید
  • وقت کافی برای اینکه بتونید به صورت مستمر پوزیشن‌تون رو زیر نظر بگیرید
  • شرایط، قوانین و الگوهای از پیش تعیین شده‌ای که به شما کمک کنه تا در شرایط درست از پوزیشن‌تون خروج کنید.

بنابراین اگر هیچ یک از موارد گفته شده در بالا رو ندارید، باید با استراتژی ست اند فورگت معامله کنید، و همچنین اگه تازه معامله‌گری رو شروع کردید بهتون توصیه می کنم که با استراتژی ست اند فورگت معامله کنید تا یه خط مبنا بسازید، بهتون نشون میده که می تونید معاملات و نقاط ورود خوبی رو پیدا کنید و همچنین سطوح حد ضرر و حد سود مناسبی رو تعیین کنید.
حالا که مشخص کردیم چه کسی باید با استراتژی معاملاتی ست اند فورگت کار کنه، بریم به قوانین پیشنهادی، نکات و استراتژی‌های من بپردازیم.

3 نکته مهم و حیاتی تنظیم حد سود بر اساس سطوح کلیدی در استراتژی ست اند فورگت (Set & Forget)

یک روتین قبل از معامله داشته باشید

معامله گری برای ایجاد سوددهی به یه ذهنیت و فعالیت ذهنی بسیار خاصی نیاز داره، خیلی به ندرت ذهنیت شما، شما رو کاملا به سمت داشتن معاملات درست هدایت میکنه، به همین دلیل من بهتون توصیه می کنم که یه روتین برای قبل از معاملات داشته باشین، که به موجب آن قبل از شروع معامله و یا حتی قبل از اینکه پشت رایانه خودتون بنشینید، ذهنتون رو پاک کنید، مطمئن بشید که در شرایط ریلکس و آرامی قرار دارید و قبل از اینکه هر گونه تصمیم معاملاتی بگیرید تمرکز کافی دارید.

تنها چیزی که نیاز دارید حدود 5 تا 10 دقیقه آمادگی ذهنیه تا خود را در وضعیتی واضح برای معامله قرار دهید.

هنگامی که از نظر ذهنی به آرامش رسیدید و آماده معامله شدید، پلتفرم معاملاتی خودتون رو باز کنید و تجزیه و تحلیل پیش از معامله رو آغاز کنید.برای تجزیه و تحلیل قبل از معامله، شما همچنین می خواهید که روالی ساختار یافته و ثابت داشته باشید باشد، منظورم اینه که:

  • شما به طور ایده‌آل در زمان‌های ثابت و مشابه در هر روز معامله می کنید
  • شما هر روز فقط به مجموعه ای ثابت از ابزارها نگاه می کنید که بخشی از برنامه معاملاتی شما هستند
  • شما با تجزیه و تحلیل از بالا به پایین شروع می کنید، به این معنی که با تایم فریم های بالاتر شروع می کنید و به سمت تایم فریم‌های پایین حرکت می کنید (اگه که در حال انجام تحلیل چندین تایم فریم هستید)
  • ابتدا با تجزیه و تحلیل رفتار حرکتی قیمت یا اگر معامله گر سبک ایچیموکو هستید، با مفاهیم ایچیموکو بازار رو تجزیه و تحلیل کنید.

هنگامی که موارد فوق رو تکمیل کردید، زمان آن هستش که انتخاب کنید کدوم معاملات با معیارهای شما مطابقت دارن و سپس نقاط ورود، سطوح حد ضرر و حد سود خود را تعیین کنید.

همیشه باید با حداقل نسبت ریسک به ریوارد 1:1 معامله کنید، دلیل این موضوع هم در مقالات بعدی بررسی میشه، اما در مورد تعیین ریسک به ریوارد توصیه نمیکنم همیشه یه عدد ثابت رو لحاظ کنید، اما همیشه کف این مقدار رو 1:1 در نظر بگیرید.

تارگت‌ها همیشه باید بر اساس مفاهیم رفتار حرکتی قیمت ( یا ایچیموکو) تنظیم بشن، اگه شما یه استراتژی معاملاتی خاص دارید که بهتون یه تارگت خاصی رو میده، بسیار خب انجامش بدید، اما باید همیشه یه سطح حد سودی رو هدف قرار بدین که در بلند مدت عملکرد سوددهی رو داشته باشید.
تا زمانی که مبنا و دیتای کافی برای اینکه تشخیص بدید سطح حد سود بهینه شما کجاست، نداشته باشید، داشتن یه حد سود ثابت (ریسک به ریوارد ثابت) در هر معامله رو به هیچ وجه توصیه نمی کنم، زیرا ممکنه بر اساس این عدد ثابت در چندین معامله زودتر از موقع مناسب خروج کنید.

اگه شما در معامله‌گری تازه کار هستین، من تارگت‌های حدودی بین 1.25R تا 2R رو بهتون پیشنهاد میدم.
اینجا R منظور همون ریسک به ریوارد هستش، اگه شما 100 پیپ ریسک کنید، تارگت 1.25R یعنی که حد سود شما 125 پیپ هستش؛ و همچنین در خصوص سایز پوزیشن‌تون، من بیشتر از یک درصد رو توصیه نمی کنم و اگه شما تازه کار هستین، بهتره که بیشتر محتاط باشید و 0.5 درصد در هر معامله ریسک کنید؛ چون ممکنه اشتباهات بیشتری داشته باشید پس باید بافر و حاشیه امن بیشتری رو لحاظ کنیم.

ما همیشه توصیه می کنیم درصد ثابتی از سرمایه خودتون رو در هر معامله ریسک کنید.

چه ابزارهایی رو معامله می کنید؟

مهمترین قوانین سرانگشتی برای انتخاب ابزارهای مورد معامله 3 نکته زیر هستش:

  • ابزارهای معاملاتی بیشتری را که نتونید به راحتی مدیریت، دنبال و تحلیل کنید، معامله نکنید.
  • هر ابزار معاملاتی رو که انتخاب می کنید، تا سه ماه حداقل باهاش کار کنید تا یه مبنایی از اون داشته باشید.
  • به طور ایده آل در همان دسته دارایی بمونید تا زمانی که با آن دسته دارایی ثبات و سودآوری داشته باشید.

اگه شما به دنبال معامله کردن در بازار فارکس هستید و با استراتژی ست اند فورگت (Set & Forget) معامله میکنید، من توصیه میکنم حداقل 4 تا 5 جفت ارز رو مدنظر قرار بدید، که 3 تای اونا از جفت‌ ارز‌های اصلی، یک جفت ارز فرعی و یک جفت ارز غیر معمول هم داشته باشید، همچنین مطمئن شوید که فقط جفت ارز هایی رو که بیشترین ارتباط با منطقه و زمان شما دارند، معامله کنید.
بنابراین اگه در کشور‌های بریتانیا، اروپا و آمریکای شمالی هستین جفت ارز‌های دلار و اروپایی بهترن، برای کشورهای آسیا، استرالیا و یا نیوزیلند حداقل دو جفت ارز از این منطقه ها مثل (JPY,AUD,NZD,CNY,SGD,KRW) و حداقل یک جفت ارز از دلار رو معامله کنید.

اگه میخواید با استفاده از استراتژی ست اند فورگت روی سهام معامله کنید، من توصیه میکنم یک یا دو شاخص و حداقل 2 تا 4 سهام نوسانی از منطقه خودتون رو معامله کنید، و همچنین میتونید یک یا دو ETF رو هم در نظر داشته باشید.

اگه میخواید با استفاده از استراتژی ست اند فورگت روی کامودیتی‌ها معامله کنید، من توصیه میکنم حداقل یه محصول انرژی یا منابع طبیعی مانند نفت برنت یا گاز طبیعی، یک تا دو فلز گرانبها مانند طلا یا نقره، و یک تا دو فلز صنعتی مانند مس و آلومینیوم و یا یک تا دو محصول کشاورزی مانند ( ذرت، شکر، گندم و …) رو معامله کنید.

حالا که شما روتین‌های قبل از معامله، سایز پوزیشن و انتخاب ابزار معاملاتی رو انجام دادین، مورد بعدی که باید تنظیم کنید تایم فریم‌هایی هستش که باهاش معامله میکنید.

با چه تایم‌فریم هایی کار می کنید؟

  • برای ست اند فورگت‌هایی که در معاملات روزانه انجام میدین( به این معنی که باز و بسته شدن پوزیشن‌تون در یه روز و یا در یه سشن باشه)، توصیه میکنم برای بررسی تایم‌ فریم‌های بالاتر تون از تایم‌فریم‌های 4 ساعته و 1 ساعته استفاده کنید، سپس روی نمودار 15 دقیقه، نمودار 5 دقیقه یا نمودار 3 دقیقه معامله کنید.
  • برای ست اند فورگت‌هایی که در معاملات سویینگ انجام میدین( به این معنی که شما معاملات تون رو برای روز‌ها، هفته‌ها و شاید ماه‌ها نگه میدارین)
    توصیه میکنم برای مشخص کردن رفتار حرکتی قیمت در تایم‌فریم‌های بالاتر از تایم فریم روزانه استفاده کنید، سپس تصمیمات معاملاتی خودتون رو بر روی نمودار روزانه، 4 ساعته و یا 1 ساعته بگیرید.

  • تایم فریمی رو انتخاب کنید که برای ستاپ معاملاتی شما واضح ترین به نظر بیاد
  • تایم فریمی رو انتخاب کنید که با سایز پوزیشن و مدت زمان نگهداری پوزیشن‌تون همخونی داشته باشه

از نظر اینکه کدوم تایم فریم بر اساس تارگت و زمان نگهداری پوزیشن شما بهترینه، اول باید تارگت خودتون رو مشخص کنید.

یه قانون ساده اینه که یه اندیکاتور ATR روی نمودار روزانه تنظیم کنید تا ببینید میانگین محدوده قیمتی روزانه برای ابزار معاملاتی‌ شما چقدر هستش، اگه تارگت شما خارج از ATR فعلی هستش، احتمالا چند روز برای رسیدن قیمت به تارگت تون نیاز دارید و باید با بازه زمانی بالاتری کار کنید، اگه تارگت شما در ATR روزانه باشه باید با تایم فریم پایین تر کار کنید.

استراتژی ‌های معاملات ست اند فورگت

چه شما در فارکس یا چه سهام، کامودیتی و یا شاخص‌های جهانی به دنبال معاملات ست اند فورگت باشین، یه ستاپ و استراتژی دائما قدرتمند، ستاپ بریک اوت،پولبک هستش.
این یه استراتژی خیلی ساده‌ست که شما در اون به دنبال معامله با روند هستید و منتظر هستید تا بازار یه سطح حمایتی یا مقاومتی کلیدی ( مقاومت برای روند صعودی و حمایت برای روندهای نزولی) رو بشکونه، هنگامیکه بازار سطح کلیدی خودش رو شکست، سپس منتظر پولبک به سطح حمایت و یا مقاومت قبلی میمونیم تا در جهت روند معامله کنیم.

ستاپ بریک اوت-پولبک یه استراتژی کلاسیک و مفیده که وقتی اون رو با رفتار حرکتی قیمت معامله کنید می‌تونه یه ستاپ معاملاتی بسیار سودآوری باشه، بنابراین قطعاً باید روش تمرین کنید و به تسلط دست یابید.

سخن پایانی

یکی از مشکلات بزرگی که اکثر معامله گران با اون دست و پنجه نرم می کنن، عدم تسلط بر مفاهیم مدیریت ریسک و سرمایه به صورت کاربردی در معاملاتشونه؛ و متاسفانه در ایران کتاب یا دوره آموزشی حرفه ای و کاربردی برای این موضوع تابحال وجود نداشته است چرا که یک چالش بزرگه و آموزش آن تجربه بسیار بالایی را می طلبد.
از این رو آکادمی دال ترید تصمیم برآن گرفت که برای پوشش این کمبود جدی میان معامله گران ایرانی، دوره آموزشی مدیریت ریسک و سرمایه و احساسات کریس کاپری، عصب شناس و معامله گر مطرح بازارهای مالی رو با ترجمه و زیرنویس تخصصی ارائه کند.
این دوره آموزشی بدون شک یکی از باکیفیت ترین دوره های دنیا در این معقوله مهم است و هم اکنون با تلاش مداوم تیم تخصصی مترجمین آکادمی دال ترید امکان شرکت در این دوره با ارزش برای شما فراهم شده است.
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نحوه ثبت نام، سرفصل های دوره، رزومه ی مدرس و … به اینجا مراجعه کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.